تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
نرگس سرمست نگر كاو فكند « 1 » * سر ز گرانى « 2 » بكنار اى غلام
پيش نشين تازه بكن كار آب * بيش مبر آب ز كار اى غلام
آب بده زانكه جهان هر نفس * خاك كند چون تو هزار اى غلام
زخم « 3 » خمارم چو بزارى بكشت * نوش خمارم ز خُم آر اى غلام
روز چو شد « 4 » بازنيايد دگر * چند كنى روز گذر « 5 » اى غلام
چند شمار زر و زينت كنى * فكر كن از روز شمار اى غلام « 6 »
نيستى آگه كه دم واپسين * از تو برآرند دمار اى غلام
قصّهء مرگم جگر و دل بسوخت * دست ازين قصّه بدار اى غلام
واقعهء مشكل « 7 » دار الغرور * برد ز عطّار قرار اى غلام « 8 »

468

خورد بر « 9 » شب صبحدم شام اى غلام * زنده « 10 » گردان جانم از جام « 11 » اى غلام
جام در ده و اين « 12 » دل پردرد را * وارهان از ننگ « 13 » و از نام اى غلام
جملهء شب همچو شمعى « 14 » سوختم * صبح دم زد « 15 » ما چنين خام اى غلام
دست ايّامم به روى « 16 » اندر فكند * هين كه رفت از دست ايّام اى غلام
گام بيرون نه كه دست « 17 » روزگار * ندهدت « 18 » پيشى بيك گام اى غلام
چند باشى بر اميد دانه‌اى * همچو مرغى مانده در دام اى غلام
چند باشى در ميان « 19 » خرقه گير * تازه گردان زود اسلام اى غلام « 20 »
هامش
( 1 ) - فر : نگر كافكند ( 2 ) - سل : ز گريبان ( 3 ) - فر و مه و نو : زهر خمارم ( 4 ) - روز شد و باز ( 5 ) - نو : روز شمار ( 6 ) - سل و فر و مه و فى و نو : اين بيت را ندارد . فقط مم : دارد ( 7 ) - فر : مشكل و دار غرور . فى : دار اى غرور ( 8 ) - فى و نو و مم و مس : نيز اين غزل را دارد ( 9 ) - فر و مس : بر من صبحدم . مه : صبحدم با جام تا شام ( 10 ) - مه : تازه گردان ( 11 ) - فر : جان ( 12 ) - فر : اين دل ( 13 ) - فر : ننگ و وز ( 14 ) - فر : جهل را من همچو شمعى ( 15 ) - مه : صبحدم شد ( 16 ) - فر : برو آمد فكند ( 17 ) - سل : گشت روزگار ( 18 ) - فى : ندهدى پيشى ( 19 ) - مه : چند و چند اندر ميان ( 20 ) - فر : اين بيت را ندارد