تا كى باشم من شكسته * در باديهء تو در تك و تاز
گر وقت آمد بيك عنايت * اين خانهء من ز شك « 1 » بپرداز
بيش است به تو نيازمنديم « 2 » * چندانكه تو بيش مىكنى ناز
عطّار ز ديرگاه بىتو * بيچارهء تست چارهاى ساز « 3 »
419
اى شيوهء تو كرشمه و ناز * تا چند كنى كرشمه آغاز « 4 »
بستى در ديده از جهانم * بر روى تو ديده كى كنم باز
اى جان تو در اشتياق مىسوز * وى ديده در انتظار مىساز
تا روز وصال در شب هجر * بر آتش غم چو شمع بگداز
در باز بعشق هر چه دارى * در صفّ مقامران جانباز
پيمانهء هر دو كون دركش * يعنى كه دو كون را برانداز
اى باز چو صيد كون كردى * بازآى بدست شه « 5 » چو شهباز
اى نوپر آشيان علوى * بَرپَر سوى آشيانه شو باز
گردون خرفيست بس زبونگير * گيتى ز نكيست بس فسونساز
بر مركب روح گرد راكب * زين باديه تازيان برون تاز
چون غمزده قصّهء غم خويش * با غمزه مگو كه هست غمّاز
در مجلس كمزنان قدح نوش * در خلوت عاشقان طرب ساز
مقراض اجل گرت بُرد سر * چون شمع سر آور از دم گاز
خون خوار زمين گرت خورد خون * مانند نبات شو سرافراز
چون جوهر فرد باش يعنى * از خلق زمانه باش ممتاز
هامش
( 1 ) - مه : ز سگ . مس : ز من
( 2 ) - سل : بيش از تو به تو نيازمندم . فر و مس : نيازمندى
( 3 ) - فى و مس : نيز اين غزل را دارد
( 4 ) - مج و فر : اين غزل را ندارد
( 5 ) - سل :
بدست شاه شهباز