تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦

406

آتش عشق تو دلم كرد كباب اى پسر * زير و زبر شدم ز تو « 1 » چيست صواب اى پسر « 2 »
چون من خسته‌دل ز تو زير و زبر بمانده‌ام * زير و زبر چه مىكنى زلف بتاب اى پسر
تا كه بديد چشم من چهرهء جانفزاى تو * ساخته‌ام ز خون دل چهره خضاب اى پسر
جان من از جهان غم سوخته شد بجان تو * جام بيار و در فكن بادهء ناب اى پسر
آب‌حيات جان من جام شراب مىدهد * زانكه بجان همىرسد جام شراب اى پسر
چند غم جهان خورى چيست جهان خرابه‌اى * ما همه در خرابه‌اى مست و خراب اى پسر
هين كه نشست آسمان در پى گوشمال تو * خيز و بمال اندكى گوش رباب اى پسر
نُقل چه مىكنيم ما قند لب تو نُقل بس * زان دو لب شكر فشان هين بشتاب اى پسر
شمع چه مىكنيم ما نور رخ تو شمع بس * برفكن از رخ چو مه خيز نقاب اى پسر
نرگس نيم‌خواب را باز كن و شراب خور * غفلت ماست خواب ما چند ز خواب اى پسر
هامش
( 1 ) - مس : زير و زبر شد ز تو ( 2 ) - مج و سل و فر و مه : اين غزل را ندارد . مس و مم : دارد