چون توانم كرد شرح « 1 » اين داستان را ذرّهاى * زانكه اينجا « 2 » هر نفس صد داستان آيد پديد
اين زمان بارى فروشد صد جهان جان بىنشان * تا ازين پس از كدامين جان نشان آيد پديد
چون بزرگان را درين ره آنچه « 3 » بايد حل نشد * حل اين كى « 4 » از فريد خرده دان آيد پديد
382
تا كه گشت اين خيال خانه پديد * هر زمان گشت صد بهانه پديد « 5 »
ناپديدست عيسى مريم * قصّهء سوزنست و شانه پديد
صد جهان ناپديد شد كه نشد * ذرّهاى كس درين دهانه پديد
گرچه تو صدهزار مىبينى * هيچكس نيست در ميانه پديد
چون دو گيتى بجز خيالى نيست * كيست غمگين و شادمانه پديد
زين همه نقشهاى گوناگون * نيست جز نقش يك يگانه پديد
روشنى از يك آفتاب بود * گر شود در هزار خانه پديد
مرغ در دام اوفتاده بسيست * وى عجب نيست مرغ و دانه پديد
مىنمايد بسى خيال و ليك * نه زمانست و نه زمانه پديد
زين همه كار و بار و گفت و شنود * اثرى نيست جاودانه پديد
صد جهان خلق همچو تير برفت * نه نشانست و نه نشانه پديد
قطره بس ناپديد بينم از آنك * هست درياى بىكرانه پديد
نه كه خود قطره كى خبر دارد * كه پديدست بحر يا نه پديد
هامش
( 1 ) - سل و فر : حل اين
( 2 ) - سل : آنجا
( 3 ) - فر : درين ره هيچچيزى حل
( 4 ) - فر : هم از فريد
( 5 ) - مج و سل و فر : اين غزل را ندارد