تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
بلبل شيفته را بىگل تر عمر عزيز * قدرى فوت شد از بهر قضا « 1 » مىآيد
بلبل سوخته را در جگر آبست كه نيست * گُل سيراب چنين تشنه چرا مىآيد
گُل كه غنچه ببر از خون دلش پروردست * از كله‌دارى او بسته قبا مىآيد
از بنفشه بعجب مانده‌ام كز چه سبب * روز طفلى بچمن پشت دو تا مىآيد
نسترن كوتهى عمر مگر مىداند * زان چنين بىسر و بُن بر سر پا مىآيد
بر شكر خندهء گُل درد دل كس نگذاشت * دم عطار كزو بوى دوا مىآيد

368

دلبرم رخ گشاده مىآيد * تاب در زلف داده مىآيد « 2 »
در دل سنگ لعل مىبندد * كو چنين لب‌گشاده مىآيد
شهسوار سپهر از پى او * مىرود كو پياده مىآيد
زلف بر هم فكنده مىگذرد * خلق بر هم فتاده مىآيد
اى عجب چشم اوست مست و خراب * وز لبش بوى باده مىآيد
پيش سرسبزى خطش چو قلم * عقل كل بر چكاده مىآيد
ماه سر در فكنده مىگذرد « 3 » * چرخ بر سر ستاده مىآيد
هامش
( 1 ) - مس : اكنون به قضا ( 2 ) - مج و سل و فر : اين غزل را ندارد . مه و مس : دارد ( 3 ) - مه : مىگردد