آفتابى كه سركشست چو تيغ * بر خطش سرنهاده مىآيد
در صفاتش ز بحشر جان فريد * گهر پاكزاده مىآيد
369
صبح از پرده بدر مىآيد * اثر آه سحر مىآيد « 1 »
يا كسى مُشك ختن مىبيزد * يا نسيم گل تر مىآيد
خيز اى ساقى و مى ده بصبوح * كه حريف چو شكر مىآيد
پسرى كز خط سبزش چو قلم * دل عشّاق بسر مىآيد
اى پسر مى ده و مى نوش كه عمر * بسر تو كه بسر مىآيد
عمرت اين يكدم حاليست ترا * كيست ضامن كه دگر مىآيد
تويى و يكدم و آگاه نهاى * كز دگر دم چه خبر مىآيد
ليك دانى تو كه بىصد غم نيست * هر دمى كان ز تو بر مىآيد
سنگ بر بام فلك زن بصبوح * كه فلك بر تو بدر مىآيد
داد بستان ز جهانى كه درو * بهتر خلق بتر مىآيد
در جهانى كه همه بىنمكيست * قسم عطّار جگر مىآيد
370
آن ماه براى كس نمىآيد * كو با غم خويش بس نمىآيد « 2 »
در آينه روى خويش مىبيند * در دام هواى كس نمىآيد
گر تو بهوس جمال او خواهى « 3 » * او در طلب « 4 » و هوس نمىآيد
جانا ره عشق چون تو معشوقى * در زير تك فرس نمىآيد
در وادى بىنهايت عشقش * سيمرغ بيك مگس نمىآيد
هامش
( 1 ) - مج و سل و فر : اين غزل را ندارد
( 2 ) - فر : اين غزل را ندارد
( 3 ) - مه : گر تو هوس جمال او دارى
( 4 ) - مج : در طلب هوس