تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١

356

برق عشق از آتش و از خون جهد * چون بجان و دل رسد بىچون « 1 » جهد
دل كسى دارد كه در « 2 » جانش ز عشق * هر زمانى برق ديگرگون جهد
كشتيم بر آب دريا هست و من « 3 » * منتظر تا باد دريا چون جهد
گر نباشد باد سخت « 4 » از پيش و پس * بو كه اين كشتيم « 5 » با هامون جهد
كشتيى هرگز ازين درياى « 6 » ژرف * هيچ‌كس را جَست تا اكنون جهد
كى بود آخر كه بادى دررسد * در خم « 7 » آن طرّهء ميگون جهد
بوى زلف او « 8 » بجان ما رسد * دل « 9 » ز دست صد بلا بيرون جهد
خون عشقش هر شبى زان مىخورم * تا رگم در عشق روزافزون جهد
چون رگ عشق تو دارم خون بيار * تا درآشامم « 10 » كه از رگ « 11 » خون جهد
گر كند عطّار از زلفش « 12 » رسن * از ميان چنبر گردون جهد

357

زلف را چون به قصد تاب دهد * كفر را سر به مهر آب دهد « 13 »
باز چون در كشد نقاب از روى « 14 » * همه كفّار را جواب دهد
چون درآيد بجلوه ما رخش * تاب در جان آفتاب دهد
تير چشمش كه كم خطا كردست « 15 » * مالش عاشقان صواب دهد
همه خامان بىحقيقت را * سر زلفش هزار تاب دهد
هامش
( 1 ) - فر : بىخون ( 2 ) - سل و مه : از جانش ( 3 ) - مج : كشتى من زاب دريا پر شدست . فر : كشتيم پرآب و در درياست و من . سل : كيستم بر آب ( 4 ) - مج : بادگير از . فر و مس : باد كج . مه : گر نيايد باد سخت ( 5 ) - مج : اين دريام ( 6 ) - مج : گرداب ژرف ( 7 ) - سل و مس : برخم . فر : پرچم ( 8 ) - فر : زلف تو ( 9 ) - فر : مصراع دوم بيت قبل را اينجا آورده است ( 10 ) - مه : تا بياشامم ( 11 ) - مج و مه : رگ از خون ( 12 ) - سل و فر و مه : از زلفت ( 13 ) - مج و سل و فر : اين غزل را ندارد . مه و مس : دارد ( 14 ) - مس : نقاب از وى ( 15 ) - مس : خطا گردد