تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
در ره تو رونده را در قدم نخستمين * نيست بنيست مىفتد « 1 » هست بهست مىرود
بالغ راه كى شوى چون ندهى بدوست جان * گرچه ز سال عمر تو پنجه و شصت مىرود « 2 »
گم شده‌اى فريد تو « 3 » بازكش اين زمان عنان * كافر « 4 » چرخ ازين سخن سر زده « 5 » پست مىرود

345

تا سر « 6 » زلف تو درهم مىرود * در جهان صد خون به يك‌دم مىرود « 7 »
تا بديدم زلف تو اى جان و دل * دل ز دستم رفت و جان هم مىرود
دل ندارم تا غم زلفت خورم * وين سخن از جان پُرغم مىرود
آسمان از اشتياق روى تو * همچو زلفت پُشت پُرخم مىرود
دل در اندوه تو مُرد و اين بَتر * كز پى دل جان بماتم مىرود
مىدهى دُم مىستانى جان من * راستى بيعى مسلّم مىرود
هر زمانى توبه‌اى مىبشكنى « 8 » * توبه الحق با تو محكم مىرود
ناز كم كن زانكه تا خطّت دميد * آنچه مىرفتت كنون كم مىرود
خون مخور عطّار را كز شوق تو « 9 » * با دلى پرخون ز عالم مىرود

346

چه سازى سراى و چه گويى سرود * فروشو بدين خاك تيره فرود « 10 »
يقين دان كه همچون تو بسيار كس * فكندست در چرخ چرخ كبود
هامش
( 1 ) - مج و مس : مىشود . مه : مىرود ( 2 ) - مج و سل و فر : اين بيت را ندارد ( 3 ) - مج : گم‌شدهء فريد او ( 4 ) - فر : كاختر ( 5 ) - فر : سر ره پست ( 6 ) - مس : چون سر ( 7 ) - مج و سل و فر : اين غزل را ندارد . مه و مس : دارد ( 8 ) - مس : من بشكنى ( 9 ) - مس : كز عشق تو ( 10 ) - مج و سل و فر و مه : اين غزل را ندارد . مس : دارد
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 270 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى