تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣

325

آنها كه در حقيقت اسرار مىروند * سرگشته همچو « 1 » نقطهء پرگار مىروند « 2 »
هم در كنار عرش سرافراز مىشوند * هم در ميان بحر « 3 » نگونسار مىروند
هم در سلوك گام بتدريج مىنهند * هم در طريق عشق بهنجار مىروند
راهى كه آفتاب به صد قرن آن برفت * ايشان به حكم وقت بيكبار مىروند
گر مىرسند سخت سزاوار مىرسند * ور مىروند سخت سزاوار مىروند
در جوش و در خروش از آنند روز و شب * كز تنگناى پردهء پندار مىروند
از زير پرده فارغ و آزاد مىشوند « 4 » * گرچه بپرده باز گرفتار مىروند
هر چند مطلقند ز كونين و عالمين * در مطلقى گرفتهء اسرار مىروند
بار گران عادت « 5 » و رسم اوفكنده‌اند * و آزاد همچو سرو سبكبار مىروند
چون نيست محرمى كه بگويند سرّ خويش * سر در درون كشيده چو طومار مىروند
هامش
( 1 ) - مس : گرد نقطه ( 2 ) - مج و سل و مه : اين غزل را ندارد . فر و فى و مس : دارد ( 3 ) - فى : در ميان خاك ( 4 ) - فى : مىروند . مس : مىرسند ( 5 ) - مس : گران و عادت