تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
به پيش خلق مرا دى « 1 » بزد به زخم زبان * كه تا به طنز « 2 » مرا خلق در زبان فكند
بتا ز زلف تو زان خيره « 3 » گشت روى زمين * كه سايه بر سر خورشيد آسمان فكند
اگر شبى برم آيى بجان تو كه دلم * بر آتش تو بجاى سپند جان فكند
دلم ببردى و عطّار اگر ز پس آيد * چنان بود كه پس « 4 » تير در ، كمان فكند

321

دل نظر بر روى آن شمع جهان مىافكند * تن بجاى خرقه چون پروانه جان مىافكند « 5 »
گر بود غوغاى عشقش بر كنار عالمى * دل ز شوقش « 6 » خويشتن را در ميان مىافكند
زلف او صد توبه « 7 » را در يك‌نفس مىبشكند * چشم او صد صيد را در يك زمان مىافكند
طرّهء مشكينش تابى در فلك مىآورد * پستهء شيرينش شورى در جهان مىافكند
سبزپوشان فلك ماه زمينش خوانده‌اند * زانكه رويش غلغلى در آسمان مىافكند « 8 »
هامش
( 1 ) - فر : دل بزد ( 2 ) - سل : نظير ( 3 ) - فر : تيره گشت ( 4 ) - سل : بسى تير با كمان . مه : بسى تير در كمان ( 5 ) - مج و سل : اين غزل را ندارد ( 6 ) - فر : به شوقش ( 7 ) - فر : توبه اندر ( 8 ) - فر : اين بيت را ندارد