تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
آن عاشقان كه راست چو پروانهء ضعيف * از شوق شمع روى تو جانها بداده‌اند
با من بگفته‌اند كه فانى شو از وجود * كاندر فناى نفس روانها بداده‌اند
عطّار را كه عين عيان شد كمال عشق * اندر حضور عقل عيانها بداده‌اند

295

آنها كه پاى در ره تقوى نهاده‌اند * گام نخست بر در دنيا نهاده‌اند « 1 »
آورده‌اند پشت برين آشيان ديو * پس چون فرشته روى بعقبى نهاده‌اند
آزاد گشته‌اند ز كونين بنده‌وار * خود را همى نه ملك و نه مأوى نهاده‌اند
چون كار بخت و صورت تقوى بديده‌اند * حالى قدم ز صورت و معنى نهاده‌اند
ايمان به توبه و به ندم تازه كرده‌اند * وين تازه را لباس ز تقوى نهاده‌اند
فرعون نفس را به رياضت بكشته‌اند * وانگاه دل بر آتش موسى نهاده‌اند
از طوطيان ره چو قدم بر گرفته‌اند * طوبى لهم كه بر سر طوبى نهاده‌اند
زاد ره و ذخيرهء اين وادى مهيب * در طشت سر بريده چو يحيى نهاده‌اند
اوّل به زيز پاى سگان خاك گشته‌اند * آخر چو باد سر سوى مولى نهاده‌اند
عطّار را كه از سخنش زنده گشت جان * معلوم شد كه همدم عيسى نهاده‌اند

296

عاشقان از خويشتن بيگانه‌اند * وز شراب بيخودى ديوانه‌اند « 2 »
شاه بازان مَطار « 3 » قدسيند * ايمن از تيمار دام و دانه‌اند
هامش
( 1 ) - مج و سل و مه : اين غزل را ندارد ( 2 ) - مج و فر : اين غزل را ندارد ( 3 ) - سل : مطاو
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 230 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى