تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨

278

كجاييد اى سراندازان كه آن هشيار مست آمد * ز جهانها نُزل پيش آريد كان جانان بدست آمد « 1 »
اگر هشيارتر باشيد بگريزيد از پيشش * كه چشم مست خون‌ريزش كشيده تير دست آمد
مترسيد ار كسى گويد كه باز آن مست دوشينه * كه گرد « 2 » ميكده مىگشت و درها مىشكست آمد

279

در قعر جان مستم دردى پديد آمد * كان درد بنديان را « 3 » دايم كليد آمد « 4 »
چندان درين بيابان رفتم كه گم شدستم « 5 » * هرگز كسى نديدم كانجا پديد آمد
مردان اين سفر را گم‌بودگيست حاصل * وين منكران ره را گفت و شنيد آمد
گرمست اين حديثى ايمان تراست لايق * زيرا كه كافر اينجا مست نبيد آمد
تا داده‌اند بويى عطّار را ازين مى * عمرش درازتر شد عيشش لذيذ آمد
شد مست مغز جانم از بوى باده زيرا * جام محبّت او با بوسعيد آمد « 6 »
هامش
( 1 ) - مج : اين غزل را دارد در نسخ ديگر يافت نشد ( 2 ) - در اصل بگرد ميكده تصحيح قياسى است ( 3 ) - فر : بند دل را ( 4 ) - مج : اين غزل را ندارد ( 5 ) - سل و فر : گم نبودم ( 6 ) - سل و فر : اين بيت را ندارد
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 218 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى