تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
چون ذرّه كسى كه پيشتر رفت * سرگشتهء راه بيشتر شد
در عشق چو ذرّه شو كه عشقش « 1 » * بر آهن و سنگ كارگر شد
بنمود نخست پردهء زلف * در پرده نشست و پرده در شد
در داد ندا كه همچو ذرّه * فانى صفتى كه در سفر شد
موى سر زلف ماش جاويد « 2 » * هم راهى كرد و راهبر شد
عطّار چو ذرّه تا فنا گشت * در ديدهء خويش مختصر شد « 3 »

255

چو خورشيد جمالت جلوه‌گر شد * چو ذرّه هر دو عالم « 4 » مختصر شد « 5 »
ز هر ذرّه چو صد خورشيد مىتافت * همه عالم به زير سايه در شد
چو خورشيد از رخ تو ذرّه‌اى يافت * بزد يك نعره وز حلقه بدر شد
جهان آشفته و شوريده‌دل گشت * فلك سرگشته و دريوزه‌گر شد
هزاران قرن پوشيده كبودى * ز سر آمد به پا وز پا بسر شد
ازين چندين بگرديد او كه ناگاه « 6 » * خبر يافت از تو وز خود بىخبر شد
بسا رُستم كه اينجا زن صفت گشت * بسا مطرب كه اينجا نوحه‌گر شد
قدر كاينجا رسيد از خويش گم گشت * قضا كانجا رسيد اندك قدر شد
بشست از جان و از دل دست جاويد * كسى كو مرد راه اين سفر شد
درين ره هر كه نعلينى بينداخت * هزاران راهرو را تاج سر شد
ولى چون سر بباخت اوّل درين راه * ازين نعلين آخر تاجور شد
درين منزل كسى كو پيشتر رفت * بهر گامش تحيّر بيشتر شد
عجب‌كارا كه مورى مىنداند « 7 » * كه با عرش معظّم در كمر شد
هامش
( 1 ) - سل : چون ذره سفر گزين كه عشقش ( 2 ) - سل : فاش جاويد ( 3 ) - نو : نيز اين غزل را دارد ( 4 ) - فر : چو يك‌ذره جمالت مختصر ( 5 ) - مج و سل و مه : اين غزل را ندارد . فر و فى : دارد ( 6 ) - فى : ازو چندان بگرديد او كه ناگه ( 7 ) - فى : عجب كارى كه مورى را برآيد
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 198 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى