تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
زان مى كه مىدهند از آن حسن قسم تو * جز درد واپس آمد ايشان نمىرسد
تو قانعى « 1 » بلذّت جسمى « 2 » چو گاو « 3 » و خر * چون دست تو بمعرفت جان نمىرسد
تا كى چون كرم پيله تنى گرد خويشتن * بر خود متن كه خود به تو چندان نمىرسد
خود را قدم قدم بمقامات بر پران « 4 » * چندان « 5 » پران كه رخصت امكان نمىرسد
زيرا كه مرد راه نگيرد به هيچ‌روى « 6 » * يكدم قرار تا كه به پيشان نمىرسد
چندين هزار حاجب و دربان كه در رهند « 7 » * شايد اگر « 8 » كسى بر سلطان نمىرسد
در راه او رسيد قدمهاى سالكان * وين راه بىكرانه بپايان نمىرسد
پايان نديد كس ز بيابان « 9 » عشق از آنك * هرگز دلى بپاى بيابان نمىرسد
چندان ببوى وصل كه در خود سفر كند * عطّار را بجز غم هجران نمىرسد « 10 »
هامش
( 1 ) - سل : تو فانى و بلذت حسى ( 2 ) - فر : حسنى ( 3 ) - فر : گاو خر ( 4 ) - فر : برپران . سل : بر براى . مه : برتر آر ( 5 ) - مه : چندان برو ( 6 ) - فر : به‌هيچ‌وجه ( 7 ) - فر : كه در رهست ( 8 ) - فر : شايد كه كس بدرگه ( 9 ) - سل : به بيابان ( 10 ) - نو : نيز اين غزل را دارد
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 188 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى