تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
بزم شادى از براى نُقل سرمستان عشق * پسته و عنّاب شكّربارم اينك مىرسد
من باستقبال او جان بر كف از بهر نثار * يار مىگويد كنون عطّارم اينك مىرسد

243

هم بلاى تو بجان بىقراران مىرسد * هم غم عشقت نصيب غم‌گساران مىرسد « 1 »
ذره‌اى غم از تو چون خواهد گداى كوى تو « 2 » * كين چنين ميراث غم « 3 » با شهسواران مىرسد
من ندارم زهره خاك پاى تو كردن طمع * زانكه اين دولت بفرق تاج‌داران مىرسد
هر كسى از نقش روى تو خيالى مىكند « 4 » * پس ببوى وصل تو « 5 » چون خواستاران « 6 » مىرسد
هيچ‌كس را در دمى صورت « 7 » نبندد تا چرا « 8 » * نقش روى « 9 » تو بدين صورت نگاران مىرسد
گل مگر « 10 » لافى زد از خوبى كنون « 11 » پيش رخت * عذرخواه از ده زبان « 12 » چون شرمساران « 13 » مىرسد
پيش رويت بلبل ار « 14 » در پيش مىآيد شفيع * او عرق كرده ز پس چون ميگساران « 15 » مىرسد « 16 »
هامش
( 1 ) - مه : اين غزل را ندارد ( 2 ) - سل : براى كوى تو . فر : گداى بىتو چون ( 3 ) - سل : زانكه ميراث غمش . فر : ميراث غمت ( 4 ) - مج و فر : مىكنند ( 5 ) - سل و فر : بسوى وصل تو ( 6 ) - مج : خاكساران ( 7 ) - فر : از دم صورت ( 8 ) - سل : نبندد تاج را ( 9 ) - فر : پيش روى تو ( 10 ) - سل : گل نگر ( 11 ) - سل : از خوبى مگر ( 12 ) - فر : از صد زبان ( 13 ) - فر : زان شرمساران ( 14 ) - فر : بلبلش در پيش ( 15 ) - فر : از عرق كردن ز پس چون سوكواران ( 16 ) - مج : اين بيت را ندارد
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 185 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى