تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
يك دانه ز دام عالم عشقت * در حوصله جاى جان نمىگنجد
چون آه برآورم ز عشق تو * كان آه درين دهان نمىگنجد
رفتم ز جهان برون در اندوهت * كاندوه تو در جهان نمىگنجد
آن دم كه ز تو بر آسمان بردم « 1 » * در قبّهء آسمان نمىگنجد
عطّار چو در يقين خود گم شد * در پيشگه عيان « 2 » نمىگنجد « 3 »

175

تا زلف تو همچو مار مىپيچد * جان بىدل و بىقرار مىپيچد « 4 »
دل بود بسى در انتظار تو * در هر پيچى هزار مىپيچد
زان مىپيچم كه تاج را چندين * زلف تو كمندوار مىپيچد
بس جان كه ز پيچ حلقهء زلفت * در حلقهء بىشمار مىپيچد
بس دل كه ز زلف تاب‌دار تو * چون زلف تو تاب‌دار مىپيچد
بس تن كه ز بار عشق يك مويت * بىروى تو زير دار مىپيچد
تو مىگذرى ز ناز بس فارغ * و او بر سر دار زار مىپيچد
هر دل كه شكار زلف تو گردد * جان مىدهد و چو مار مىپيچد
تركانه و چست هندوى زلفت * بس نادره در شكار مىپيچد
هر دل كه ز دام زلف تو بجهد * زان چهرهء چون نگار مىپيچد
چون مىپيچد فريد بپذيرش * زيرا كه باضطرار مىپيچد

176

هر دل كه ز خويشتن فنا گردد * شايستهء قرب پادشا گردد « 5 »
هر گل كه برنگ دل نشد « 6 » اينجا * اندر گل خويش « 7 » مبتلا گردد
هامش
( 1 ) - سل : آن سوز كه از تو دوش من ديدم ( 2 ) - سل : مكان ( 3 ) - نو : نيز اين غزل را دارد ( 4 ) - مج و سل و فر : اين غزل را ندارد ( 5 ) - مج و سل : اين غزل را ندارد ( 6 ) - فر : فتاد اينجا ( 7 ) - فر : گل در گل خويش
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 133 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى