تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
وصلت چگونه جويم كاندر طلب « 1 » نيايد * وصفت چگونه گويم كاندر « 2 » زبان « 3 » نگنجد
هرگز نشان ندادند از كوى تو كسى را * زيرا كه راه كويت اندر نشان نگنجد
آهى كه عاشقانت « 4 » از حلق جان برآرند * هم در زمان نيايد هم در مكان نگنجد
آنجا كه عاشقانت يك‌دم حضور يابند * دل در حساب نايد جان در ميان نگنجد
اندر ضمير « 5 » دلها گنجى « 6 » نهان نهادى * از دل اگر « 7 » برآيد در آسمان نگنجد
عطار وصف عشقت چون در عبارت آرد * زيرا كه وصف « 8 » عشقت اندر « 9 » بيان « 10 » نگنجد

174

اسرار تو در زبان نمىگنجد * و اوصاف تو در بيان نمىگنجد « 11 »
اسرار « 12 » صفات جوهر عشقت « 13 » * مىدانم و در زبان نمىگنجد
خاموشى به كه وصف عشق تو * اندر خبر و نشان « 14 » نمىگنجد
آنجا كه تويى « 15 » و جان دل مسكين * مويى شد و در ميان نمىگنجد
از عالم عشق تو سر مويى * در شش جهت مكان نمىگنجد
يك شمّه ز روح « 16 » بارگاه تو * اندر سه صف زمان « 17 » نمىگنجد
هامش
( 1 ) - سل : چون در طلب ( 2 ) - سل : چون در زبان ( 3 ) - فر : بيان ( 4 ) - فر : صادقانت ( 5 ) - سل : تو در زمين دلها ( 6 ) - فر : گنج ( 7 ) - مج : زين دل . سل : از سينه چون ( 8 ) - مج : لفظ عشقت در لفظ جان ( 9 ) - سل : نطق جان ( 10 ) - نو : نيز اين غزل را دارد ( 11 ) - فر : اين غزل را ندارد ( 12 ) - سل : و اسرار ( 13 ) - سل : عشق ( 14 ) - سل : خبر و بيان ( 15 ) - سل : تويى جان ( 16 ) - سل : اوج بارگاه ( 17 ) - سل : مكان