تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
دل چون « 1 » گلم را منه خار چندين * گلى اين همه خار مىبرنتابد
چنان شد دل من كه بار فراقت * نه اندك نه بسيار مىبرنتابد
چنان زار مىبينمش دور از تو * كه يك ناله زار مىبرنتابد
سزد گر نهى مرهمى « 2 » از وصالش * كه زين بيش تيمار مىبرنتابد
جهانيست عشقت چنان « 3 » پرعجايب * كه تسبيح و زنّار مىبرنتابد
نه در كفر مىآيد و نه در ايمان * كه اقرار و انكار مىبرنتابد
دلم مست اسرار « 4 » عشقت چنان شد * كه بويى ز اسرار مىبرنتابد
مرا ديده‌اى بخش ديدار خود را * كه اين ديده ديدار مىبرنتابد « 5 »
چگونه جمال ترا چشم دارم * كه « 6 » اين چشم اغيار مىبرنتابد
گرفتارى عشق سوداى رويت « 7 » * دلى حز گرفتار مىبرنتابد
خلاصى ده از من مرا اين چه عارست * كه عطّار اين عار مىبرنتابد « 8 »

163

دلم در عشق تو جان برنتابد * كه دل جز عشق جانان برنتابد « 9 »
چو عشقت هست دل‌را جان نخواهد « 10 » * كه يكدل بيش يك جان برنتابد
دلم در درد تو درمان نجويد * كه درد عشق درمان برنتابد
مرا در عشق تو چندان حسابست * كه روز حشر ديوان « 11 » برنتابد « 12 »
ز عشقت قصهء گفتار ما « 13 » را * يقين دانم كه دو جهان برنتابد
اگر با من « 14 » نمىسازى مسوزم * كه يك شبنم دو طوفان برنتابد
هامش
( 1 ) - سل و مه : گل اين دلم ( 2 ) - سل و مه : دهى شربتى ( 3 ) - فر : چنانى ( 4 ) - مج : از اسرار ( 5 ) - اين بيت در مج نيست ( 6 ) - سل و مه : كه آن ( 7 ) - فر : گرفتار عشق است سوداى ( 8 ) - اين بيت در سل : نيست ( 9 ) - فر : اين غزل را ندارد ( 10 ) - سل و مه : نخواهم ( 11 ) - مه : ميزان ( 12 ) - اين بيت در سل : نيست ( 13 ) - سل : مرا با عشق تو افتاد غصه ( 14 ) - سل : با ما