84
خاصيّت عشقت كه برون از دو جهانست * آنست كه هر چيز كه گويند نه آنست
برتر ز صفات « 1 » خرد و دانش عقلست * بيرون ز ضمير دل و انديشهء جانست
بينندهء انوار « 2 » تو بس دوخته چشمست * گويندهء « 3 » اسرار تو بس گنگ زبانست
از وصف « 4 » تو هر شرح كه دادند محالست * وز « 5 » عشق تو هر سود كه كردند زيانست
در پردهء پندار چو بازى و « 6 » خيالست * جز عشق تو هر چيز كه در « 7 » هر دو جهانست
گر عقل نشانست « 8 » ز خورشيد جمالت * يكذرّه ز خورشيد ، فلك « 9 » مژدهرسانست
يكذرّهء حيران شده را عقل « 10 » چو داند * كز جملهء خورشيد فلك چند نشانست « 11 »
چون عقل يقينست كه در عشق عقيله است * بىشك به تو دانست ترا هر كه بدانست
در راه تو هركس به گمانى قدمى زد * وين شيوه كمانى نه ببازوى گمانست
هامش
( 1 ) - مه : صفات و جهت . سل : صفات و خرد
( 2 ) - مج : اسرار تو
( 3 ) - مه : دانندهء اسرار
( 4 ) - مه : از وصل
( 5 ) - مج و سل : در عشق
( 6 ) - مج و مه : بازى خيالست
( 7 ) - مه : اندر دو جهان
( 8 ) - مج و فر : نشان داد . سل : از عشق نشان دادن خورشيد جمالت
( 9 ) - سل : خورشيد به دو
( 10 ) - مج و مه : عقل شناسد
( 11 ) - سل :
اين بيت و دو بيت بعد را ندارد