تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
صورتى كان در درون آينه از عكس تست * در درون آينه هرجا كه گويى مضمرست
گر تو آن صورت در آئينه به بينى عمرها * زو نيابى ذرّه‌اى كان در محلى انورست
اى عجب با جملهء آهن بهم آن صورتست * گرچه بيرونست از آن آهن بدان آهن درست
صورتى چون هست با چيزى و بىچيزى بهم * در صفت رهبر چنين گر جان پاكت رهبرست
ور مثالى ديگرت بايد به حكم او نگر * صورتش خاكست و برتر سنگ و برتر زان زرست
تا كه در درياى دل عطّار كلّى غرق شد * گوييا تيغ زبانش ابر باران گوهرست

66

مركب لنگست و راه دورست * دل را چكنم كه ناصبورست « 1 »
اين راه پريدنم خيالست * وين شيوه گرفتنم غرورست
صد قرن چو باد اگر بپويم * هم باد بود كه يار دورست
با اين همه گر دمى برآرم * بىاو همه فسق يا فجورست
دانى تو كه سرّ كافرى چيست * آن دم كه همى « 2 » نه در حضورست
بىاو نفسى مزن كه ناگاه * تيغت زند او « 3 » كه بس غيورست
بگذر ز رجا و خوف كين « 4 » جا * چه جاى خيال نار و نورست
هامش
( 1 ) - مج و سل و مه : اين غزل را ندارد فى : دارد ( 2 ) - مم : آن دم كه دمى نه ( 3 ) - فى : تيغت بزند كه ( 4 ) - فى : كانجا