درين مجلس كسى بايد كه چون شمع * بريده « 1 » سر نهاده بر كنارست
شبانروزى درين انديشه عطّار * چو گل « 2 » پرخون و چون نرگس نزارست
61
آتش عشق تو در جان خوشترست * جان « 3 » ز عشقت آتشافشان خوشترست « 4 »
هر كه خورد از جام عشقت قطرهاى * تا قيامت مست و حيران خوشترست
تا تو پيدا آمدى پنهان شدم * زانكه با معشوق پنهان خوشترست
درد عشق تو كه جان مىسوزدم * گر همه زهرست از جان خوشترست « 5 »
درد بر من ريز و درمانم مكن * زانكه درد تو ز درمان خوشترست
مى نسازى تا نمىسوزى « 6 » مرا * سوختن در عشق تو زان خوشترست
چون وصالت هيچكس را روى نيست * روى در ديوار هجران خوشترست « 7 »
خشك سال وصل تو بينم مدام * لاجرم در ديده طوفان خوشترست
همچو شمعى در فراقت هر شبى * تا سحر عطّار گريان خوشترست « 8 »
62
لعلت از شهد و شكر نيكوترست * رويت از شمس و قمر نيكوترست « 9 »
خادم زلف تو عنبر لايقست * هندوى رويت بصر نيكوترست
حلقهاى زلف سرگردانت را * سر ز پا و پا ز سر نيكوترست
از مفرّحها دل بيمار را * از لب تو گلشكر نيكوترست
بوسهاى را مىدهم جانى به تو * كار با تو سربهسر نيكوترست
رستهء دندانت در بازار حسن * استخوانى از گهر نيكوترست
هامش
( 1 ) - سل : سر برندهاش اندر كنارست . فر : سر بريده او در كنارست
( 2 ) - سل و فر : در خون
( 3 ) - فر : دل ز عشقت
( 4 ) - مج و مه : اين غزل را ندارد
( 5 ) - فر : اين بيت و بيت بعد را ندارد
( 6 ) - سل : تا نسوزى مر مرا
( 7 ) - سل : اين بيت و دو بيت بعد را ندارد
( 8 ) - مم : نيز اين غزل را ندارد
( 9 ) - مج و سل و فر : اين غزل را ندارد مه و مم : دارد