30
تا كى از صومعه خمّار كجاست * خرقه بفكندم زنّار كجاست « 1 »
سيرم از زرقفروشى و نفاق * عاشقى محرم اسرار كجاست
چون من از بادهء غفلت مستم * آن بت دلبر هشيار كجاست
همهكس طالب يارند و ليك « 2 » * مفلسى مست پديدار كجاست
همه در كار شديم از پى خويش * كاملى در خور « 3 » اين كار كجاست
گرچه مردم همه در خواب خوشند * زيركى پردل بيدار كجاست « 4 »
روز روشن همگان در خوابند * شبروى عاشق عيّار كجاست
گرگ پيرند همه پردهدران * يوسفى بر سر بازار كجاست
همه در جام بمانديم « 5 » مدام * اثر گرد ره يار كجاست « 6 »
گشت عطّار در اين واقعه گم * اندرين واقعه عطّار كجاست
31
چون ز مرغ سحر فغان برخاست * ناله از طاق آسمان برخاست « 7 »
صبح چون در دميد از پس كوه * آتشى از همه جهان برخاست
عنبر شب چو سوخت ز آتش صبح * بوى عنبر ز گلستان برخاست
سپر آفتاب تيغ كشيد * قلم عافيت ز جان برخاست
ساقى از در درآمد و بنشست * صد قيامت بيك زمان برخاست
كس چه داند كه چون شراب بخورد * شور چون از شكرستان برخاست
ز آرزوى سماع و شاهد و مى * از همه عاشقان فغان برخاست
باده ناخورده مست شد عطّار * سوى مدح خدايگان برخاست
هامش
( 1 ) - مج : اين غزل را ندارد
( 2 ) - سل : همه عالم مى عشقند ولى ، فر : همه عالم مى عشق است ولى
( 3 ) - مه : در پى
( 4 ) - سل و فر : اين بيت و دو بيت بعد را ندارد
( 5 ) - فر : در درد بمانديم
( 6 ) - مه : اين بيت را ندارد
( 7 ) - مج و سل و فر و مه : اين غزل را ندارد