تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
در هوا استاده و از منجنيق انداخته * بر سر آتش به خلوت همچنان مىبايدت
چون تو از آذر مزاجى دوستى با زر چرا * پس چو ابراهيم آتش گلستان مىبايدت
اى خر مرده سگ نفست بگلخن دركشيد * پس چو عيسى بر فلك دامن‌كشان مىبايدت
در جهان خوفناك ايمن نشينى اى فريد * امن تو از چيست چون خط امان مىبايدت

23

اى شكر خوشه‌چين گفتارت * سرو آزاد كرد رفتارت « 1 »
بس كه طوطى جان بزد پروبال * ز اشتياق لب شكربارت
خار در پاى گل شكست هزار * ز آرزوى رخ چو گلنارت
هر شبى با هزار ديده سپهر * مانده در انتظار ديدارت
لعل از جان بشسته دست به خون * شده مبهوت جزع خون خوارت
نرگس تر كه ساقى چمنست * حلقه در گوش چشم مكّارت
هر كرا از هزار گونه جفا * دل ببردى بجان گرفتارت
بحر از آن جوش مىزند لب‌خشك * كه بديدست درّ شهوارت
آسمان مىكند زمين بوست * زانكه سرگشته گشت در كارت
گشت دندان عاشقان همه كند * زانكه بس تيز گشت بازارت
بر دل و جان من جهان مفروش * كه بجان و دلم خريدارت
بر بناگوش تست حلقه زلف * حلقه در گوش كرده عطّارت
هامش
( 1 ) - مج و سل و فر : اين غزل را ندارد