عليه افضل الصلوات و اكمل التحيّات - مگر از خودى خود بيرون نيامده بود كه از مستقبح متغزّز « 2 » شدى - معاذ اللّه - آن حضرت اكمل موجودات و اعرف عرفا و اتمّ موحّدان بل شخص كمال و عرفان و توحيد آن حضرت است ، و من دونه اجزاؤه و اظلاله ، و همهء اشيا را در موقع كمال مىدانست ، حتّى تعزّز لطيف از كثيف ، و اين از مقتضيات فرق ثانى و مرتبهء جمع الجمع است در كتب صوفيّه ، بطلب ! فلكلّ مقام مقال و لكلّ عمل رجال .
11
( 11 ) ص 37 س 4 به چشم صرف صرف قدم : يعنى به چشم صورت كه مدد از نور قدم نداشته باشد .
12
( 12 ) ص 37 س 7 محرم نيست : حاصل اين قراين و فقرات آنست كه هر كه صاحب ذوق تجلّى وجه حقّ در حسن انسان نيست ، از فهم اين معرفت محروم و از قبول اين حكايت دور است .
13
( 13 ) ص 37 س 11 در سطر صفت : يعنى قرآن .
14
( 14 ) ص 37 س 11 و نحن اقرب : در بيان قرب حقّ تعالى به انسان ، چون مزهء ذوق شهود انسانى درآمد ، دل - كه محلّ تفاصيل معرفت شوق الهى است - عرضهء فترت مىشود ، و غارت عبارت از آنست ، و از تفاصيل عرفان
هامش
( 2 ) متغزز ( رك به س 5 صفحهء حاضر ) : متغرزhG.