تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
صفات مستحسن چون هم رنگ مستحسن شد » ( ص 38 س 15 ) الى آخر الكلام . 21 ( 21 ) ص 39 س 4 مقابل نور ديدهء عاشق شد : يعنى آنچه در حضرت امكان و استعداد ، برابر استعداد عاشق آمده بود ، در صورت معشوق برابر ديدهء عاشق آمد . 22 ( 22 ) ص 39 س 4 آن دو نور : نور جمال قدم در حسن معشوق ، و نور ديدهء عاشق . 23 ( 23 ) ص 39 س 5 جزويّت پذيرد : يعنى بتعيّن عاشقى و معشوقى متعيّن شود ، تا يكى را عاشق گويند و يكى را معشوق . 24 ( 24 ) ص 39 س 5 - 6 معنى در معنى : عاشق در معشوق . 25 ( 25 ) ص 39 س 6 حسن در استعداد : معشوق در عاشق . 26 ( 26 ) ص 39 س 6 متّصل گشت ؛ يعنى چون حسن معشوق و استعداد عاشق به يكديگر نسبت تامّه پيدا كردند . 27 ( 27 ) ص 39 س 7 هم طبع دل معشوق شود : همچنان‌كه در صفت همرنگ باشد .