الفصل السّابع و العشرون فى قربة العاشقين
( 254 ) اعلم يا اخى ! - قرّبك اللّه منه اليه فيه به له - كه مرغان مقدّس ارواح چون از « 4 » اغصان گل « 1 / 4 » شهود حدثان « 2 / 4 » پريدند ، و بعد هواء آسمان يقين بريدند « 4 - 5 » ، آشيانشان جز در بساتين قرب نباشد . قرب « 5 » نهان خانهء ازلست ، كه در آن كنوز لطائف « 6 » جمال قدم است . اهل قرب در سرادق كبريا چون از « 6 - 7 » عين
« وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ »
« 7 » شراب قربت چشيدند ، و اثقال انوار برواحل اسرار كشيدند ، نيران مشاهده از نور مكاشفه در جناح جانشان رسد ، از قهر آن نار « 9 » پردههاى جانشان « 1 / 9 » بسوزد ، بر در غيبت « 2 / 9 » غيب بىپر بمانند .
عروس بها از دريچهء بقا روى بديشان نمايد .
( 255 ) چون آن « 11 » پر نماند در آن منزلشان پرى ديگر از عشق صرف برآيد . بدان جناح پروانهوار ديگر بار بپرند ، گرد شمع جمال در لگن قربت نور وصلتشان بسوزد . چون جملهء جناح « 12 - 13 » از روح در روح بسوخت ، علم حقايق در سراى ازل بيندوخت « 14 » ، آن علوم او را پرهاى عشق و شوق شود ، و در هواء قرب قرب مىپرد . هر زمان « 15 » قرب قربش بعد بعد شود ، و در بعد بعد از مقصود منقطع مىشود . چون قربش بعد گشت ، حيرت هم « 16 » قرين
هامش
( 4 ) چون ازG: چو ازA.
( 1 / 4 ) كلG: + كلA.
( 2 / 4 ) حدثانG: حدثانىA.
( 4 - 5 ) و بعد . . .
بريدندG: -A.
( 5 ) قرب . . . قربA: قربت . . . قربتG.
( 6 ) لطائفG: الطافA.
( 6 - 7 ) چون ازG: چو ازA.
( 7 ) سورهء 83 ( المطففين ) آيهء 27 .
( 9 ) نارG: درA.
( 1 / 9 ) جانشانG: خروشان ( خردشان )hGA.
( 2 / 9 ) غيبG: -A.
( 11 ) چون آنG: چو انA.
( 12 - 13 ) بدان جناح . . . چون جمله جناحG: -A.
( 14 ) بيندوختG: -A.
( 15 ) قرب مىپرد هر زمانG: -A.
( 16 ) همG: همهA.