جان خواصّ عشق از چشم « 1 » حسّاد مصونست ، و درين پرده بىرسمى « 1 / 1 » اسرار دلشان از اغيار مكنون « 2 » ( و ) محجوبست . بيت « 1 / 2 » :
پردهدار عشق دان اسم ملامت بر فقير * پاسبان در شناس آن آب تلخ اندر بحار « 4 » .
الفصل الثامن و العشرون فى مكاشفة العاشقين
( 258 ) اعلم يا اخى ! - كشف اللّه لك عجائب الملكوت و انوار الجبروت - كه كشف مهيّج عشق است ، و مطايا « 8 » محبّت و شوقست . بعد از قرب ديدهء جان عاشق را كشف در كشف است . عقل را كشف آياتست .
دل را كشف صفاتست . روح را كشف ذاتست . كشف آيات طرق عشق انسانيست ، ليكن مشهود ازل ظهورش در شواهد حدثانى است . غذاء عشق « 11 » درين منزل از آلاست « 12 » . كشف صفات عشق را از التفات حدثانى « 1 / 12 » مطهّر كند .
كشف ذات جان عاشق را از جان عاشق مجرّد كند .
( 259 ) كشف ملكوت يقين اقتضا كند . كشف جبروت جان را اسرار قدم با عشق جمال قدم پيدا كند . كشف جهان ملك و شهادت اقداح شراب عشقست . كشف علم ربوبيّت خود شراب عشقست . چو جان از آن شراب خورد ، مست ابد گشت ، و جامهء جان را بصبغ صبغة اللّه رشت « 17 » . آن « 1 / 17 » كشف را
هامش
( 1 ) چشمA: + چشمG.
( 1 / 1 ) و درين پرده بىرسمىG: و در پرده رسمىA.
( 2 ) مكنونG: -A.
( 1 / 2 ) بيتG: -A.
( 4 ) پاسبان . . . بحارG: -A.
( 8 ) و مطايا : و مطاياGمطاياىA.
( 11 ) غذاء عشقG: غذاى اينA.
( 12 ) از آلاستG: ازل استA.
( 1 / 12 ) حدثانىG:
حدثانA.
( 17 ) رشتG: رنگ كندA.
( 1 / 17 ) آنG: -A.