در « 1 » لا مكان با عاشق خطاب كند ، و او را بنور احديّت روشن كند ، بدايت معرفت است .
( 246 ) اين مقام را « يقين عاشقان » خوانند . چو « 3 » جان عنقاء مغرب أزل ، و پازهر هر غلبهء أفعى « 4 » أجل ، مرغ بستان
« قابَ قَوْسَيْنِ »
« 1 / 4 » ، مدار افلاك كونين ، سيّد بريّات محمّد مصطفى - صلوات اللّه و سلامه عليه - در منزل نكرت بودى ، از مقام عيانش با بيان فرستادى ؛ گفتى
« فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ ، فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكَ »
« 6 - 7 » . اين يقين مدارج عشق است ، و معارج شوق « 8 » است ؛ رباط خيول اشكال كواشف است ، موارد اطيار معارف است .
( 247 ) عشق را يقين مفرّحى است . چون آن معجون در عشق رسد ، عشق را از صفات حدوثيّت بستاند ، و از عشق اهل بدايت در عشق اهل نهايت هيچ نماند ، زيرا كه منظر اعلى است ، منجنيق اشواق است ، مصباح عشّاق آفاق است ، شب هجران به آن چراغ با روز كنند . از « 13 » شادى نزول آن برمزهاء درد ، در روز « 14 » جهان پرسوز كنند . هلال يقين چون از آسمان مشاهده برآيد « 15 » ، صوّام عشّاق به رؤيت او بجمال حقّ مفطر شوند ، زيرا كه در بدايت عشق چون نور يقين از تحت سحاب تحيّر عاشقان را مكشوف است ، به رؤيت او كه در رؤيت او نور صرف ذات پيدا بود ، از غير حقّ امساك كرد « 17 » .
هامش
( 1 ) درG: -A.
( 3 ) چوG: چهA.
( 4 ) افعىA: -G.
( 1 / 4 ) سورهء 53 ( النجم ) آيهء 9 .
( 6 - 7 ) سورهء 10 ( يونس ) آيهء 94 .
( 8 ) شوقG: معشوقA.
( 13 ) ازG: آنA.
( 14 ) در روزG: -A.
( 15 ) برآيدG: پديد آيدA.
( 17 ) كردA: كردندG.