تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
كشتى است . چون نغمهء رعنائى بر دف رنگ‌آميزى برآورد « 1 » ، گردنان واجدان عالم ببستان عشق خود درآورد « 2 » . چون مقنعه بر زلف پيچيد « 1 / 2 » » متعبّدان ملكوت از بيم همرنگى هاروت و ماروت در صوامع عصمت جبروت گريزند « 4 » . اگر حوراء جنان قامتش بنگرند « 1 / 4 » ، از رشك حلّه‌ها بر خود بدرند . چنين شوخى كافرى روغن مصباح وجد ماست ، زيرا كه قلزم عجايب آيات از چشمه‌سار « 6 » حقايق عشق ماست . كام وجد در كام آن معشوقست . ( 242 ) گنج‌خانهء دولت ولايت در كنج خانهء عشق آن محبوب « 7 » است . در وقت هجران با ما ستمكارى كند ، در سراى وصل همه شوخى و طرّارى كند . آنچه شنيدم در صفت « 9 » كافرى ، از او صد چندان ديدم . عشوه‌هاش بجان خريدم ، جفاهاش بنعت وفا در دل مىدارم . رباعيّة :
با دل گفتم دلا ! ز سوداش هنوز * وه « 12 » ! مىنخرى عشوهء فرداش هنوز
خود سير نگشتى ز جفاهاش هنوز * دل گفت : مرا چه ديدهء ؟ باش هنوز « 10 - 14 » .

الفصل السادس و العشرون فى يقين العاشقين

( 243 ) اعلم ، يا أخى - أنار اللّه قلبك « 17 » بنور اليقين - كه يقين دو « 1 / 17 »
هامش
( 1 ) چون . . . برآوردG: چو سر به رعنائى و رنگ‌آميزى بر آوردhGA. ( 2 ) در آوردG: آوردA. ( 1 / 2 ) پيچيدG: پيچدA. ( 4 ) گريزندG: گريزدG: گريزدA. ( 1 / 4 ) بنگرندG: بنگردA. ( 6 ) چشمه‌سارG: چشمسارA. ( 7 ) آن محبوبG: -A. ( 9 ) در صفتG: -A. ( 10 - 14 ) رباعية . . . هنوزG: -A. ( 12 ) وه : دهG. ( 17 ) أنار اللّه قلبكG: بارك اللّه فى قلبكA. ( 1 / 17 ) دوA: درG.