تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
روح بجناح عشق و قوّت شوق طيران بيش كند ، زيرا كه در مرغزار رجا رخش عشق شهىتر « 2 » است ؛ از آن قوّت سيرش بيشتر است . ( 231 ) امّا در منهاج رجا حالهاء غلط بسيار بود ، آن را كه اعوان طبيعت بند خوف گسيخته « 4 » باشد . مذهب اين عاشق است ، كه رجا عاشقان را مركبى عظيم است ، زودتر از مركب خوف به منزل رسد « 5 » ، زيرا كه اگر چه خايف درست آيد ، دير آيد . راجى اگر چه جانش را در حقيقت پاى به سنگ طبيعت برمىآيد « 7 » ، زودتر آيد . « اقبلوا ذوى الهنات « 1 / 7 » عثراتهم » شرط آنست كه نترسم « 8 » ، و اين سرّ بگويم دلخوشى عاشقان را ، تا بتحقيق خود را بدانند ، و معلوم گردانند « 9 » از رمز اين عاشق كه خوف مقام عبوديّت است ، و رجا مقام ربوبيّت . ( 232 ) راجى مهمان حقّست ، و خايف دربان حقّ . جانان را در منزل رجا توان يافت ، كه به درياى هلاك « 12 » دليران عبر كنند . خايف بخوف از وصول منقطع است . نديدى « 13 » كه پيران عشق چه گفتند كه « 1 / 13 » « الخوف زمام سوء الادب » ؟ و سلاطين خراسان - رضوان اللّه عليهم - گفتند كه « راه خوف از راه رجا عزيزتر است . و بايد كه خوف از رجا بيش باشد ، تا مرد ناجى شود ؛ كه اگر ميزان ايمان را پلّهء رجا رجحان كند ، ره رو هلاك شود » ؛ سخت نيكو گفتند ، بركت بر روان عزيزشان باد ! ( 233 ) آرى . و ليكن اين حديث در شأن عبوديّت است ، منزل عشق
هامش
( 2 ) شهىترG: مشتهىترA. ( 4 ) گسيختهG: گسستهA. ( 5 ) رسدG: رسندA. ( 7 ) بر مىآيدG: بر مىزندA. ( 1 / 7 ) الهنات : اى خصلات سوءhG. ( 8 ) نترسمG: بنترشمA. ( 9 ) گردانندG: كنندA. ( 12 ) هلاكG: هلاكتA. ( 13 ) نديدىG: نه بينىA. ( 1 / 13 ) كه پيران . . . كهG: كه گفتند پيران عشق كهA.