روح بجناح عشق و قوّت شوق طيران بيش كند ، زيرا كه در مرغزار رجا رخش عشق شهىتر « 2 » است ؛ از آن قوّت سيرش بيشتر است .
( 231 ) امّا در منهاج رجا حالهاء غلط بسيار بود ، آن را كه اعوان طبيعت بند خوف گسيخته « 4 » باشد . مذهب اين عاشق است ، كه رجا عاشقان را مركبى عظيم است ، زودتر از مركب خوف به منزل رسد « 5 » ، زيرا كه اگر چه خايف درست آيد ، دير آيد . راجى اگر چه جانش را در حقيقت پاى به سنگ طبيعت برمىآيد « 7 » ، زودتر آيد . « اقبلوا ذوى الهنات « 1 / 7 » عثراتهم » شرط آنست كه نترسم « 8 » ، و اين سرّ بگويم دلخوشى عاشقان را ، تا بتحقيق خود را بدانند ، و معلوم گردانند « 9 » از رمز اين عاشق كه خوف مقام عبوديّت است ، و رجا مقام ربوبيّت .
( 232 ) راجى مهمان حقّست ، و خايف دربان حقّ . جانان را در منزل رجا توان يافت ، كه به درياى هلاك « 12 » دليران عبر كنند . خايف بخوف از وصول منقطع است . نديدى « 13 » كه پيران عشق چه گفتند كه « 1 / 13 » « الخوف زمام سوء الادب » ؟ و سلاطين خراسان - رضوان اللّه عليهم - گفتند كه « راه خوف از راه رجا عزيزتر است . و بايد كه خوف از رجا بيش باشد ، تا مرد ناجى شود ؛ كه اگر ميزان ايمان را پلّهء رجا رجحان كند ، ره رو هلاك شود » ؛ سخت نيكو گفتند ، بركت بر روان عزيزشان باد !
( 233 ) آرى . و ليكن اين حديث در شأن عبوديّت است ، منزل عشق
هامش
( 2 ) شهىترG: مشتهىترA.
( 4 ) گسيختهG: گسستهA.
( 5 ) رسدG: رسندA.
( 7 ) بر مىآيدG: بر مىزندA.
( 1 / 7 ) الهنات : اى خصلات سوءhG.
( 8 ) نترسمG: بنترشمA.
( 9 ) گردانندG: كنندA.
( 12 ) هلاكG: هلاكتA.
( 13 ) نديدىG: نه بينىA.
( 1 / 13 ) كه پيران . . .
كهG: كه گفتند پيران عشق كهA.