در دم اباحت به آتش دوزخ شهوت سوختهاند « 1 » . از اين منزل نفس فريبندهشان « 1 / 1 » ، از عالم شهوت مشتى گل شيرين از زمين طبع بردارند « 2 » ، و در دل ايشان باشد . آن گل با گل دل مخمّر شود . چون دانست نفس كافر كه دل طبع نفس گرفت ، شيطان در آيد ، از ره هوا و تخم اهوا « 4 » در دل پاشد . عن قريب آب شهوت اشجار ضلالت بروياند ، عالم شريعت براندازد ، و دم شهوت با دم اباحت ملتبس شود . حقيقت كار خود آن طريق دانند ، جز « 6 » رود و سرود و خمر و زهر و فسق « 7 » و فساد پيشهء ايشان « 1 / 7 » نباشد . از اين ياوهدرايان زمانه صد هزار چالهء « 8 » ضلالت دهن « 1 / 8 » بردارد ، كه در راه خوشخوش « 2 / 8 » آن كافران بماندهاند .
( 198 ) زينهار تا بگفت خوش آن سودائيان فريفته نشوى ، كه آن ابلهان سخت خوب سخن باشند . هر « 11 » يكى از ايشان فرعون زمانه است ،
« قاتَلَهُمُ اللَّهُ »
« 12 » جميعا . مگر روزى روحانى طبيعتى ، ربّانى جوهرى ، جلالى عقلى ، جمالى صورتى ، مقدّس روحى ، در عشق ازل سكران ، در جمال ابد صاحى ، ميان فنا و بقا دلش در صحو ، و جانش در محلّ « 14 » اصطلام در عين خطاب ، غرق در جمال جاودان حقّ ، در عين بسط با شرط انبساط « 15 » سرمست بنخاس خانهء « 16 » تركان افعال برآمد ، و در رنگ چهرهء جمال قدس سرمست عزّت شد .
هامش
( 1 ) سوختهاندhGA: سوزندG.
( 1 / 1 ) فريبندهشانG: فريب آيدشانA.
( 2 ) بر دارندA:
برداردG.
( 4 ) و تخم اهواG: تخم هواA.
( 6 ) جزG: و جزA.
( 7 ) و زمر و فسقG: -A.
( 1 / 7 ) ايشانG: ماA.
( 8 ) چالهG: حالتA.
( 1 / 8 ) دهنhG: دهرGA.
( 2 / 8 ) خوشخوش خوشخوشG:A.
( 11 ) هرG: -A.
( 12 ) سورهء 9 ( التوبة ) آيهء 30 .
( 14 ) در محلG: محوA.
( 15 ) انبساطG: التباسA.
( 16 ) بنخاس خانهءA: بنحاس خانهG.