( 199 ) از دريچهء فعل خاصّ و قدرت « 1 » خاصّ با مشاطگان « 1 / 1 » صفت ، پرده از روى مشاهدهء شاهد قدم برداشتند . آن سرانداز « 2 » توحيد سرّ قدم در جهان حدثان بازيافت . از سر غوغاء مستى توحيد درين « 3 » محلّ تهمت گم كرده « 4 » ، التفاتى كرد در عالم ملامت ، به عين « 1 / 4 » حقّ ، به نظر پاك ، در جهان پاك بىصفات ، وسوسهء شيطان در روى عروس گم بوده « 5 » ، و معشوق باز يافته « 1 / 5 » ، نگه كرد مفلسان بىمايه « 6 » در فعل آن آزاده ، كه جوهر حرّيّت داشت ؛ مقلّد شدند : او در بيدلى ، و اينها در خوشدلى ؛ اينجا جز اباحت « 7 » ، و آنجا جز دم « 7 - 8 » نهايت نيست . شعر « 8 » :
أيّها المنكح الثّريّا سهيلا * عمّرك اللّه كيف يلتقيان « 9 »
هى شاميّة اذا ما استقلّت * و سهيل اذا استقلّ يمان « 10 » .
( 200 ) امّا « 11 » مخلصان عشق را در دم التباس بانصاف خطرات شهواتست ، كه « 12 » « المخلصون على خطر عظيم » . و از صراط « 1 / 12 » امتحانشان بالاى قنطرهء دوزخ طبيعت مىبايد گذشت . و اگر « 13 » - و العياذ باللّه - اين كه محلّ شوق ربّانيست ، و ذكر عالم قدمست ، و نظارهء ابكار « 14 » غيب است ، و منازل و محارب و مشارب و مراحل « 15 » و مناهل و مقادير افعاليّات و صفات و لوائح « 1 / 15 » ذاتست ، اگر
هامش
( 1 ) و قدرتG: قدرتA.
( 1 / 1 ) مشاطگانG: مشاطهA.
( 2 ) سر اندازG: سر اندرA.
( 3 ) درينG: در تنA.
( 4 ) كردهG: -A.
( 1 / 4 ) به عينG: به غيرA.
( 5 ) گم بودهG: گم كردA.
( 1 / 5 ) باز يافتهG: بازيافتA.
( 6 ) نگه كرد مفلسان بىمايهG: نكو كرد به راهA.
( 7 ) اباحتG: + نيستA.
( 7 - 8 ) و آنجا جز دمG: و دمA.
( 8 ) شعرG: -A.
( 9 ) يلتقيانG: يلتقيانىA.
( 10 ) يمانG: يمانىA.
( 11 ) اماA: اياG.
( 12 ) كهG: -A.
( 1 / 12 ) صراطA: سراطG.
( 13 ) و اگرG: اگرA.
( 14 ) و نظارهء ابكارG: و نظاير افكارA.
( 15 ) و مشارب و مراحلG: و مراحل و مشاربA.
( 1 / 15 ) و لوائحG: لوائحA.