تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
جمال در افعال « 1 » باز نمايند ، تا در عين ربّانى « 1 / 1 » در رفاهيّت عشق بياسايند . امّا در منزل سيّم كه عالم معارف و توحيد است ، روح را محلّ صحو و محو است . در محو احتراق جانست بأنوار قدم در شفقت حقّ ، او را به عين صحو باز آورند ، و سرّ قدم در سرّ حدثان روح را باز نمايند « 4 » ، تا در مقام صحو خلاصهء مقام محو - كه عين فناست - به چشم سر « 5 » به بيند ، و بنغمات صلصل عشق قدم نوزادگان عدم بياسايند . اگر نه چنين بودى ، بعد از « لا احصى ثناء » ، « رأيت ربّى فى أحسن صورة » نفرمودى « 7 » . تا بدين جايست منازل سيّارگان سماوات قدم ، كه سيرشان در ابراج حدثانست . ( 191 ) چون بدين دروازه كه اسرار فعلست ، به شهر قدم رسيدند ، در باغ توحيد بلابل تفريد جز « 10 » بر اغصان ورد تجريد ننشينند « 1 / 10 » ، و شراب صفت در صفت جز از حقّ نگيرند . دانند ملازمان معارف وراء روان انوار كواشف كه « 12 » اين منازل جز راهروان حقّ را « 1 / 12 » نيست . ايشان توانند گفت : شرح مقامات عشق « 13 » ربّانى در عشق انسانى ، كه حروف مجهول در الواح جمال اتراك چين « 13 - 14 » خوانده‌اند ، و آن عروس بوالعجب در كنگرهء بام فلك عشق ديده‌اند . دريغا ! اگر اين حديث دانستى ، معجز از روى نگارين عروس وحدت قدم « 15 » برانداختى ، كه آفتاب احديّت بىچگونه « 16 » از مشارق « 1 / 16 » جمالش برمىآيد ،
هامش
( 1 ) جمال در افعالG: كه جمال كلى در افعال كلىA. ( 1 / 1 ) عين ربانىG: غير زمانىA. ( 4 ) روح را باز نمايندG: روح باز نمايدA. ( 5 ) به چشم سرG: بسرA. ( 7 ) نفرمودىG: نگفتىA. ( 10 ) جزG: -A. ( 1 / 10 ) ننشينند : ننشيندGA. ( 12 ) كهG: -A. ( 1 / 12 ) حق راG: عشق راA. ( 13 ) عشقG: -A. ( 13 - 14 ) اتراك چينG: آن را كه مينA. ( 15 ) عروس وحدت قدمG: -A. ( 16 ) احديت بىچگونهG: -A. ( 1 / 16 ) مشارقG: مشرقA.