تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
صورت نزد عناصر و حواسّ ظاهر و باطن « 1 » پريشان ديد ، فهم گريخته ، عقل ياوه « 1 / 1 » ، وهم مضمحل شده ، حسن اصلى با فطرت انسانى از ديوانگى عشق روح به همديگر مختلط « 3 » ديد . ( 156 ) به يك كشف نقاب خدائى عالم اجسام « 4 » و عقول و نفوس و ارواح سلطنت « 5 » عشق به همديگر برآورد « 1 / 5 » . قوله تعالى
« قالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ »
« 5 - 6 » . بعد از اين آشوب جانان از جان مختفى شد ، و اين شهر پرآشوب به سلطنت عشق مثمّر بگذاشت . هر زمان « 8 » از راه اشتياق اين خليفت خداى بحركات درآيد ، و در بيابان اشتياق هر لشكرى از حواسّ ظاهر و باطن به امير حاجب عشق نزد سراى جانان فرستد . جمله گريان و نالان و سوزان و خروشان « 10 » ، روح مشاهدهء صرف در روى آن ترك خواهد . ( 157 ) عقل الهى در حلاوت مشاهدهء آيات نمايد . نفس را خرمن تهمت شهوت به آتش عشق بسوزد ، و بعد از تزكيه « 13 » در عشق جانان همرنگ جان شود . وهم خبر جانان بجان آورد ؛ فهم بزورق « 14 » آيات استنباط حرف عشق كند ؛ خيال روحانى با عقل غريزى هم كتاب شوند ، و جملهء « 15 » صورت مشاهدهء تجلّى از دفتر آيات در خيال انسانى به صورت « 16 » جاودانى تزوير كند .
هامش
( 1 ) ظاهر و باطنA: باطنG. ( 1 / 1 ) عقل ياوهG: و عقل تافتهA. ( 3 ) مختلطG: مضمحلA. ( 4 ) اجسام : احساسA. ( 5 ) سلطنتG: بسلطقتA. ( 1 / 5 ) برآوردG: + وA. ( 5 - 6 ) سورهء 27 ( النمل ) آيهء 34 . ( 8 ) زمانG: زمانىA. ( 10 ) و خروشانG: + اندA. ( 13 ) تزكيهG: تركيبA. ( 14 ) بزورقG: در افقA. ( 15 ) و جملهG: و بجملهA. ( 16 ) به صورتG: صورتA.