روى بنمايد ، تا ناگه برسم نطق نبوى محمّدى - صلوات اللّه و سلامه عليه - مفرد از تشبيه و حلول و نزول ، گويد كه « رأيت ربّى فى أحسن صورة » .
( 154 ) چون در درج متشابهات حرف مشكل التباس « 3 » « خلق اللّه آدم على صورته » خوانده بود ، و خليلوار - صلوات اللّه و سلامه عليه - در آسمان ملكوت فعل عروس قدرت در آينهء فعل ديده بود ، لاجرم روح نوآموز ازل رعنا « 6 » در عشق به ذروهئى « 1 / 6 » كه پاىهاى صورت انسانست ، سر از مغازهء « 7 » ديدهء « 1 / 7 » رسم صورت آدم بيرون كرده « 2 / 7 » ، آيات مجهول را نشانهء عروس قدم مىكرد « 8 » ، مىگفت « 1 / 8 » :
« هذا رَبِّي » *
« 2 / 8 » .
( 155 ) ناگاه نيران كبريا در شمع روح زد ، و او را از نور ذو الجلالى فيض سناء مشاهدهء ذات پوشانيد ، تا « 10 »
« نُورٌ عَلى نُورٍ »
« 1 / 10 » شمع الهى در شهر صورت « 10 - 11 » ساكنان طبيعت را منوّر كرد . چون سهام نور مشاهده از كنانهء فعل خاصّ تركان تجلّى بركشيدند ، و در اهداف معانى آدم زدند ، در هر منزلى بهر معنيى « 13 » نشان نفاذ حقيقت عشق « 1 / 13 » يافت . همه را اسير منّت عشق ديد ، روح را بر چنين صفت از رنجورى عشق رهين محنت « 14 » ديد . عقل را به شمشير عشق پى كرده يافت ، دل را به زخم سنان عشق مجروح يافت ، نفس را در بيابان مجاهدهء عشق در دست لشكر عشق اسير ديد . بازار عنصر و حواسّ « 16 »
هامش
( 3 ) التباسG: + كهA.
( 6 ) رعناG: -A.
( 1 / 6 ) به ذروهئى كهG: -A.
( 7 ) مغارهA:
مقارهG.
( 1 / 7 ) ديدهG: ديدA.
( 2 / 7 ) كردهG: كردA.
( 8 ) قدم مىكردG: قدمى كردA.
( 1 / 8 ) مىگفتG: + كهA.
( 2 / 8 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 76 ، 77 و 78 .
( 10 ) تاG: -A.
( 1 / 10 ) سورهء 24 ( النور ) آيهء 35 .
( 10 - 11 ) شمع الهى در شهر صورتG: در شهر صورت شمع الهىA.
( 13 ) معنيىG: -A.
( 1 / 13 ) نفاذ حقيقت عشقG: حقيقت نفاذ عشقA.
( 14 ) رهين محنتG: حون محبت ( ؟ )A.
( 16 ) و حواسG: -A.