عرايس تجلّى در شموس خانهء وجود انسانى بنعت كشف نقاب فعل در آينهء قدرت دريدن « 2 » گيرد .
( 152 ) و آنجا جان صورت و معنى متحرّك آيد « 3 » بآثار نفخات عشق و جذب سلسلهء ارادات ، تا لشكر توفيق كلّ گل انسان را در آيد « 4 » از ره تحقيق « 5 » ، تا مرد را شايستهء مجلس « 1 / 5 » خاصّ عروس قدم كند . لا بد ناگهان اين صوفى از « 6 » رباط سماوات ازل به بازار ابتلا در كوچهاى شيراز برآيد « 1 / 6 » . از كان علم مجهول در مكتب شريعت مقلّد حقيقت شده ، متقلّب قلب ارادت قدرت سر گردان « 8 » مشيّت مشغول صفت باشد .
( 153 ) نداند كه غلمان صفاتى در « 9 » تحت ملاحف التباسى از حجرهء خاصّيّت گل آدم بيرون خواهند آمد ، تا ناگهان از مرقّع مراقبه سر بر آورند « 10 - 11 » ، و چشم جان در چشم صورت آمد ؛ در عالم مقادير بنعت جانان نظاره مىكرد « 12 » . ناگاه از كوچهء خرابات فعل ترك خانقاه « 1 / 12 » قدرت به چادرشب عصمت برون آمد ، و به ديدهء بىديده در خيال ديدهء جانش مكشوف شد ، تا لاجرم در « 14 » بازار تقليد شريعت و كارخانهء خليقت از تأثير نزول عشق بتركان تجلّى غارت جان و صورت فرمود ، زيرا كه « 15 » قابلهء مادر آدم بود ، كه از ره افعال به كوچهء كشف قدرت برآمده بود ، تا از ملكوت حقيقت عرايس مشاهده در طبع خليقت بنعت
« وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
« 17 »
هامش
( 2 ) دريدنG: وزيدنA.
( 3 ) آيدG: كندA.
( 4 ) در آيدG: -A.
( 5 ) تحقيقG:
+ درآردA.
( 1 / 5 ) مجلسG: محلA.
( 6 ) ازG: -A.
( 1 / 6 ) برآيدG: برآمدA.
( 8 ) سر گردانG: برگردانA.
( 9 ) درG: -A.
( 10 - 11 ) برآورندA: برآوردG.
( 12 ) مىكردG: كردA.
( 1 / 12 ) خانقاهA: خاقانG.
( 14 ) درG: -A.
( 15 ) كهG: -A.
( 17 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 75 .