( 108 ) پس از آنجا « 1 » به منزل يقين شوند ، و وراى يقين « 1 / 1 » مكاشفه است .
چون در كشف ملكوت سير كنند ، در آن « 2 » احوال منزلشان جز تفكّر نيست 96 ، تا يقين ور « 3 » يقين مزيد گيرد ، كه در آن مقام شواهد غيبى است ؛ خلاصهء يقين از « 4 » رؤيت آن « 1 / 4 » درآيد « 2 / 4 » . چنين فرمود « 3 / 4 » :
« وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ »
« 4 - 5 » .
( 109 ) ايشان را آنجا وقفت نيست ، وقفت آنجا عاشقان راست 97 ، تا تحصيل جمال جبروت در آينهء ملكوت كنند 98 . پس سالكان را 99 بعد از رؤيت شواهد لوائح درآيد ، پس بىمكان « 8 » تابد ، تا « 1 / 8 » در صفت تجلّى تعظيمشان مضمحل كند . چون ساكن شوند ، مشاهدهء حقّ بر ايشان كشف شود ، و در « 9 » مقام حيا و حيرت بمانند ، بر بساط انبساط رهشان نباشد ، زيرا كه بمركب عبوديّت بمقام مشاهده آمده باشند .
( 110 ) آنها كه از بدايت در ره ازل بمركب عشق بمعشوق اصلى رسيده باشند « 13 » ، چون او را ببينند ، شهود سكر در منزل انبساط بر ايشان غالب شود ، تا عربده كنند ؛ و اين منزل 100 سالكان را نيست ، كه ايشان را بدايت عبوديّت بوده است نه عشق . ليكن « صفوة اللّه » باشند « 15 » در مقام معرفت و حيا و تعظيم ، كه آن « 16 » منازل توحيد است . لكن وشّاقان حضرت و شطّاحان
هامش
( 1 ) آنجاG: آنجاىA.
( 1 / 1 ) و وراى يقينG: وراى نفسA.
( 2 ) آنG: -A.
( 3 ) ورG( - بر ؟ ) : وارA.
( 4 ) يقين ازG: -A.
( 1 / 4 ) آنG: از او نفس ( ؟ )A.
( 2 / 4 ) در آيدGA: فزايدhG.
( 3 / 4 ) فرمودG: گفتA.
( 4 - 5 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 75 .
( 8 ) بىمكانG: بىمكانىA.
( 1 / 8 ) تاG: -A.
( 9 ) و درG: درA.
( 13 ) رسيده باشندG: رسيدندA.
( 15 ) باشندG: شنيدA.
( 16 ) كه آنG: ازA.