تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
زمزمهء « أنا الحقّ » كنى ؟ . گفت : از « سترون ربّكم » شرم مىدارم ، كه « 2 » عندليب
« أَ لَسْتُ »
« 3 » همدم آن دمست ، از آن در يگانگى همه وحدت سرآيد .

184 فصل فى شطح الشيخ أبى يحيى الشيرازى « 6 »

( 574 ) ابو يحيى شيرازى در شطح گويد كه « حيرت را بدايتست ، و نهايت ميان دو حيرت به معرفت منكشف است . در علم و نقل و تمكين چون برسيدند ، بمعقول ايشان و شواهد علوم ايشان از حقيقت نگذرد . بعد از آن حيرت در حيرت پيدا شود ، و از آن حيرت هرگز بيرون نيايد . » ( 575 ) قال : اين مشاهدهء فناست در توحيد و اضمحلال رسوم خليقت در وحدت . و اين از اوائل محوست در سطوات عزّت و جبروت . روح در سبحات عظمت حيرتى كه در آن تمكين نباشد ، بقا در تلاشى نمايد ، تا بدين جاى است كه رانندهء اسب گردون در ناوردگاه « 15 » بيابان قدم راند . مفرس ذو الجلالى از گرد عدم افشاند ، و چشم زندگى احديّت احد بىچون را بنعت حيرت - عليه السلام - بديد گفت « ربّ زدنى تحيّرا » .
هامش
( 2 ) كهS: ازM( 3 )أَ لَسْتُ: سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 171 ( 6 ) الشيرازى : -SM( 15 ) ناوردگاه : باورگاهSناورگاهM