تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
( 566 ) قال : يعنى معرفت رؤيت معروف است بىرؤيت معرفت و كون . ندانى كه معرفت جناح قربتست ، تا به دروازهء قدم بيش بر آن نتوان پريد ؟ كه به حقيقت رسيدى ، جز حقّ را نبينى ، و جز حقّ را بحقّ ندانى ، زيرا كه در حقّ تو نمانى . هر كه از شفق طبيعت بيرون نيايد ، و در شب معراج جان سفر
« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى »
« 5 » نكند ، در گلستان عرش نواى عندليب « لا أحصى ثناء » را نداند . آنك بانگ مرغ
« أَ لَسْتُ »
« 7 » بشنيد ، و معشوق بىمثل را بىجبلّت التباس بديد ، در ترى و تردامنى خودبينى كى ماند ؟ چراغ
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ »
« 8 » چون روغن قدس قنديل ازل برافروزد ، از نم بيگانهء معرفت و عارف بر آن قنديل هيچ نگذارد .

181 فصل فى شطح أبى علىّ « 13 » الدقّاق

( 567 ) استاد ابو على دقاق در شطح گويد كه « هر كه از هويّت او به هويّت او كافى نشود ، به هويّت او نرسد . » ( 568 ) قال : اشارتست بر اتّصاف عارف بمعروف در جميع صفات ، چنانك قبّه‌نشين عرش خسته صدر ناوك قوسين ازل و ابد - صلوات اللّه عليه - گفت « تخلّقوا بأخلاق اللّه » . ازين قبيل سخن در اتّحاد بسى گفتم . تو از طبيعت پياده شو ، كه چون هويّت به هويّت تجلّى كند ،
هامش
( 5 )سُبْحانَ . .: سورهء 17 ( بنى اسرائيل ) آيهء 1 ( 7 )أَ لَسْتُ: سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 171 ( 8 )اللَّهُ نُورُ . .: سورهء 24 ( النور ) آيهء 35 ( 13 ) أبى على : -SM