177 فصل فى المناجاة
( 560 ) اى در نواى بلبلان طربناك ترنّم طيب وصال تو ! و اى بر شاخ گل ، خبرگويان حسن بهاى تو ! اى در ارحام اصداف قطرات مستمطرات بحر رحمت لؤلؤان جان بهاى منعقد ! اى كيوان بند در منزل برسك « 7 » ( ؟ ) بهرام زهر از نيش عقرب خورده ، و در عرصهء اين زورق زرّاق مهرهء هفتاورنگ از مشترى و قمر « 8 » برده ، و بنحس قهر متّحد توئى كه نازادگان عدم را به عكس آفتاب قدم موجود كردى ، و در سرّ اتّحاد ب « أنا الحقّ » معروف بحقّ نوآوردگى تو كه اين نوآمده را عذر سبق قدم بخواهى ، دانى كه عدم با قدم آشنا نيست ، و اين حديث جز
« لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ »
« 12 » را گواه نيست .
178 فصل فى شطح أبى القاسم النصرابادى
( 561 ) نصرابادى در شطح گويد كه « صفات ربوبيّت بر ما مستولى شد ، و صفات عبوديّت از ما بينداخت . نسبت اشيا ما را نيست الّا حدّ نسبت . »
هامش
( 7 ) برسكSM: برشك ( ؟ )
( 8 ) و قمرM: و قهرS( 12 )لَمْ يَلِدْ . .: سورهء 112 ( الاخلاص ) آيهء 3