بهشت و دوزخ دو نعل پاى رخش قهر و لطف است ؟ قهر و لطف نعوت مضافى است ؟ چون از تصنّع « 2 » عبوديّت بيرون رفتى ، در عين قدم نه قهرست و نه لطف . قهر برگ و لطف برگ چون بين - « و من فى البين ؟ » - نيست .
174 فصل ( أيضا فى شطح أبى بكر الواسطى )
( 553 ) واسطى گويد كه « آنك نفس خود را ملامت كند ، بر حقّ شرك گرفت . »
( 554 ) قال : يعنى منازعت قدر كرد ، و تفويض تقدير با نفس كرد . آنك نفس خود را در ربوبيّت قديم متصرّف دانست ، در حقيقت مشرك است ، و از رؤيت وحدت معزول . نگفتيم كه دفترخوان قدر از راه « كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطين » چون درآمد - عليه السلام - گفت « خلق اللّه مقادير الخلق قبل أن يخلق السماوات و الأرض بخمسين ألف سنة » ؟ چه متّهم دارى آلاى بىچون را ؟ نه افعى قهر زمرّد نفس در دهان دارد ؟ نه ابليس مكر حرز و تعويذ قدر نويسد ؟
نه چشم بد ناقد قهر را
« وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ »
« 17 » خواند ؟ نه
« كِراماً كاتِبِينَ »
« 18 » در عملنويسى حرف قدر فراموش كنند ؟
از « لا تأمنوا » بند بپذير ، و تير
« لا تَيْأَسُوا »
« 19 » در قدر به هيچ مگير !
هامش
( 2 ) تصنع : تصنيعSM( 17 )وَ إِنْ يَكادُ . .: سورهء 68 ( القلم ) آيهء 51
( 18 )كِراماً كاتِبِينَ: سورهء 82 ( الانفطار ) آيهء 11
( 19 )لا تَيْأَسُوا: سورهء 12 ( يوسف ) آيهء 87