بياميزد ، و از صفت بر فعل تجلّى كند ؟ خطّ تجلّى در فعل آرد .
سرّ صفت پنهان كند . تو در صفاء صفوت لذّت بينى ، لكن حقّ را نبينى . چون از صفا بگذرى ، و دم لذّت نخرى ، در نكره عين فنا بينى ، قدم گريخته و عدم رميده ، در طلب سرگردان ، و در نايافت حيران در غيم پراكندگى . چون تلاشى محض پديد آمد ، از شوامخ افعال لوامع برق تجلّى وزيدن گيرد . تو اگر پايدار مانى ، چون موسى بتجلّى صاعق شوى . محمّدوار از پردهء خلا و ملا و صفاء كدورت بگذرى . در سد ( ؟ ) افق قدم آفتاب ذات ازلى بينى . آنگاه از صفاء
« أَرِنِي »
و كدورت
« لَنْ تَرانِي »
« 9 » در طلب
« هذا رَبِّي » *
« 10 » رسى .
176 فصل ( أيضا فى شطح أبى بكر الواسطى )
( 558 ) واسطى گويد كه « ايمان مقرّب نيست ، و كفر مبعّد نيست . »
( 559 ) قال : بدين كفر و ايمان آلت هدايت و ضلالت خواهد .
دو سبباند . در حقيقت در قرب و بعد دستى ندارند « 16 » . مقرّب و مبعّد حقّ است
« يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ »
« 17 » . سعادت و شقاوت وى در ازل پيش از كفر و ايمان تو آمد . نبينى كه رايتدار علم قدر ازل و نوشداروى جراحت مجروحان اجل - صلوات اللّه عليه - فرمود « السعيد من سعد فى بطن امّه » ؟
هامش
( 9 )أَرِنِي. . .لَنْ تَرانِي: سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 139
( 10 )هذا رَبِّي *: سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 76 ، 77 ، 78
( 16 ) ندارندM: نداردS( 17 )يُضِلُّ . .: سورهء 35 ( الفاطر ) آيهء 9