تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
مربّيان
« كِراماً كاتِبِينَ »
« 1 » درين شهر بگماريدند . شحنهء قدر را گفتند كه تو از راه
« يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ »
« 2 » به چهار سوى عناصر درآى ، و در شهر آدم را به جاسوسان
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ »
« 3 » بركن ، كه عقل خوش‌خوى جز سايه‌بان ظلّ اللّه نيست . چون آفتاب ربوبيّت از شرق ازل برآيد ، او آيت
« تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ »
« 6 » برخواند .

170 فصل ( أيضا فى شطح أبى بكر الواسطى )

( 537 ) واسطى در شطح گويد كه « من پسر ازل و ابدم . چون پسر ازل و ابدم ، بهتر از آنست كه پسر آب و گل باشم . » ( 538 ) قال : نسبت آب و گل از خود ببريد ، و نسبت با تجريد توحيد كرد . گفت « اللّه مرا در ظهور قدم و بقا موحّد كرد نه از آدم ، و عدم از رسم عدم در نور قدم شد . » قدم پيش از عدم ديد ، بنور قدم به زبان قدم بعدم از عدم در قدم گفت « انا ابن الأزل و الأبد » . ناطق و منطق حقّ بود نه غير ، زيرا كه نبوّت او نبوّت نور توحيد او بود ، كه از نعوت قدم باز شده بود ، نه از آب و گل ، يعنى اصل من توحيد و معرفت است نه روح و جسد . و آب
هامش
( 1 )كِراماً كاتِبِينَ: سورهء 82 ( الانفطار ) آيهء 11 ( 2 )يَفْعَلُ . .: سورهء 14 ( ابراهيم ) آيهء 32 ( 3 )يَمْحُوا اللَّهُ . .: سورهء 13 ( الرعد ) آيهء 39 ( 6 )تُولِجُ . .: سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 26