وجود در خلوت جاى عروس بقا از سر گيرند .
169 فصل ( أيضا فى شطح أبى بكر الواسطى )
( 534 ) مگر روزى واسطى ناتمامى را ديد كه نماز ضحى مىگزارد .
گفت « بيزارم از آن معرفتى كه بعوض حاصل شود . هر چه گرامى « 6 » كردند ، در ابتدا كردند . اگر بعوض بودى ، نه فضل بودى . »
( 535 ) قال : در رؤيت عنايت افتاد ؛ دانست كه عنايت بيش از طاعتست . طاعت از اثر عنايتست . بسيار مطيع است كه طاعتش تقليد است ، و از معرفت خالى ، هم چون ابليس با طاعتهاء مزوّرش طاعت ظاهر در شقاوت ازل چه تأثير كند ؟ بسيار عاصى است كه حقّ را بنور حقّ شناسد ؛ در معصيت بيگانه است . عصيان ازو عارضى است .
آن نور درو غايب است . سبق « 13 » « جفّ القلم » را همچون آدم - عليه السلام - نديدى كه معصيت بر اصطفائيّت « 14 » ازلى تأثير نكرد ؟
« إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ . »
« 15 »
( 536 ) منشى مكتب قدر در سفر احديّت از بطنان غيب ازل - عليه السلام - چنين پيغام آورد كه « خلق اللّه مقادير الخلائق قبل أن يخلق السماوات و الأرض بخمسين ألف سنة » . چون در قدم رحمت عالم نبود ، شهر اعضا را بسلطان روح و دستور عقل دادند .
هامش
( 6 ) گرامىS: -M( 13 ) سبقS: + القلمM( 14 ) اصطفائيتM: اصفائيتS( 15 )إِنَّ الَّذِينَ . .: سورهء 21 ( الأنبياء ) آيهء 101