پيوسته سرّ او بزجر او از وصول مشاهدهء جمال و انس بوصال حق محجوب است ، زيرا كه شرف احوال در ترقّى رجاست . حدّت خوف طالب خوشدل را مانع است از لذّت انبساط . چون حقّ خواهد كه طالب را بمقام وصلت برساند ، اغلال خوف از صفاء سرّ برگيرد ، تا بر آن جانب « 5 » رجا نظر كند عالم آسايش نور انس و بسط را . مرد صادق چون در درك خوف است ، جرات دنو ندارد . در احكام ادب مانده است ؛ صورت ادب ظلمت عالم انبساط است . چون با عالم انبساط رسد ، از حجاب عبوديّت در نور ربوبيّت آمد . آنگه تا بديد بنور حقّ در حقّ سفر كند - قال اللّه تعالى
« يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ »
« 10 » - تا از دروازهء ملكوت آمد در صحن سماء عشق .
( 530 ) از غبار منع خوف اثرى نديدم . از جمال جانم لب اجل خندان ديدم ، و چشم امل « 12 » گريان . نخّاس ازل انگشت در دندان ديدم ، و مادر عدم حيران تبسّم صبح صفت مرا گفت « تو در قدم كدام آدمى ، كه با ملامت
« وَ عَصى »
« رَبَّنا ظَلَمْنا »
« 14 » نگوئى ؟ تو كدامى كه
« إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ »
« 15 » گوئى ؟ كى عذر
« أَرِنِي »
« 17 »
« تُبْتُ إِلَيْكَ »
نجوئى ؟ » من گفتم : خوف در مقام مقيمان مقامات
« وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ »
« 16 » بگذاشتم ، و خود را پايهء مهد عرش استوا پنداشتم . جان مقدّسان خوف
هامش
( 5 ) بر آن جانب : برنجانبS( 10 )يُخْرِجُهُمْ . .: آيهء 2 ( البقرة ) آيهء 258 و سورهء 5 ( المائدة ) آيهء 18
( 12 ) املShM: اجلM( 14 )رَبَّنا ظَلَمْنا: سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 22
( 15 )إِنْ هِيَ . .: أيضا ، آيهء 154
( 17 )أَرِنِي. . .تُبْتُ إِلَيْكَ: أيضا ، آيهء 139
( 16 )وَ ما مِنَّا . .: سورهء 37 ( الصافات ) آيهء 164