تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
و وحدت بديد . سرّ انفراد بشناخت ؛ اشارت كرد بر تجريد توحيد و تفريد تجريد ، بنعت انداختن كون و اسباب و وسايط ، زيرا كه از شرط توحيد آنست كه حقّ را بحقّ ببيند ، نه به غير . وحدانيّت و وحدت را با تفريد حقيقت حقّها بگزارند ، به ترك مساكنت بدون حقّ . نبينى كه حقّ - سبحانه و تعالى - در بحر تجريد توحيد مر مرغ آشيانهء وحدت را - عليه السلام - در شرط تنزيه و تجريد قدم و افراد ازل از حدث فرمود كه
« قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ »
« 7 » . چون در مشهد وحدانيّت همه را معزول كرد ، اضافت از مضاف بستد . گفت
« قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا »
« 9 » ، زيراك موجد الطاف قبل الحوادث مرغان
« أَ لَسْتُ »
را چنين اشارت كند بىرسم اسباب ، كه « و انّ الفضل بيد اللّه » . قدرت در نبوّت بر قدم خاصّ كرد ، و گفت
« إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ »
« 11 » . مهتر را سفير صفير قدر كرد ، دانه‌اى از قفص حدث « 12 » داد ، جناح نسبت از قدم ببريد ، گفت
« وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ . »
« 13 » ( 520 ) چون جمله قطرهء بحر قدم گشتند ، و غرقهء نهر كرم ، سالك قديم قايم به وحدت شد . غير از ميان برداشت ، راه از كلّ بكلّ بريد . خلوت‌دار قبّهء چرخ اعظم در منزل
« دَنا »
« 16 » خبر از سلوّ حقيقت داد - عليه السلام - گفت « لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرّب و لا نبى مرسل » . اين نگر كه مسافران كرّوبى و رسولان قدسى از جناب قدم چون برانداختند . نديدى كه صدّيقه - رضى اللّه
هامش
( 7 )قُلِ اللَّهُ . .: سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 91 ( 9 )قُلْ لا أَمْلِكُ . .: سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 188 ( 11 )إِنَّكَ لا تَهْدِي . .: سورهء 28 ( القصص ) آيهء 56 ( 12 ) حدثS: + حدثM( 13 )وَ ما مُحَمَّدٌ . .: سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 138 ( 16 )دَنا: سورهء 53 ( النجم ) آيهء 8