تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
ازليّات ترتيب كند ، تا روزى كه حال بر قالب غالب شود . مناجات بىزبانان گويد . در آن خوش حديث نه چنين زبان و لب بينى . از بهر آسمان ازل نردبان پايه جز از ازل مساز ، كه ميزان
« وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ »
« 4 » كشك و پشم
« جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ »
« 5 » برنسنجد . ( 517 ) بچه آلت غلام شاهد ازل خواهى بود ، كه در راه ابد براق بقا ندارى ؟ چون جانان روى بنمايد ، تو عجز و خاموشى گزين ، تا عجز تو از بهر تو سخن گويد . آنك گنگ گشت ، قايل ازل
« أَ لَسْتُ »
« 8 » را از بهر او « بلى » گويد . اگر نه ، ترا به تو بگذارند و جان بيگانه در آن سراى نگذارند . اى شاكرى كه شكر تو از شكر معترفان بر عجز داد بستد ، بحقّ شكر تو در شكر تو ، كه آن بىشكر را شكرى بگوى كه نه زبان شكر در مشاهده ماند ، و نه زبان استغفار در معاينه .

165 فصل ( أيضا فى شطح أبى بكر الواسطى )

( 518 ) واسطى در شطح گويد كه « بر تو باد كه ملاحظهء حبيب و كليم نكنى ، ليكن در سبيل حقّ ملاحظه به‌دست آور . « 17 » » او را گفتند كه « بديشان صلوات ؟ » گفت « بريشان صلوات بوقار ده ، ليكن در دل خويش ايشان را مقدار منه . » ( 519 ) قال : خواجهء شطّاح در بحر قدس قدس افتاد . عين توحيد
هامش
( 4 )وَ اللَّهُ يَقْبِضُ . .: سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 246 ( 5 )جِئْنا . .: سورهء 12 ( يوسف ) آيهء 88 ( 8 )أَ لَسْتُ. . .بَلى: سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 171 ( 17 ) آورM: آوراS