تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
صادقان از آن سخن در پرستش « لم يزل » ساكن شد . تو بنگر كه در ملاحظهء حقّ چون مراعات ملاحظهء سيّد بگذاشت . باز سينه‌اش صندوق سرّ « ما صبّ اللّه فى صدرى الا و صببته فى صدر ابى بكر » ، باز آن همه شرف و فضل از صحبت رسول يافته بود . هر موئى صد هزار زبان صلوات گوى بجان آن مهتر بود ، ليكن نزد حبيب اكبر حبيب را باز نيافت ، و در مقدار قدم مقدار هيچ‌كس نديد . حقّ حقّ است ، و خلق خلق . مقدار جمله ازوست ، و مقدار خلق جمله از مقدار اوست . صدّيق مقدار حقّ بر همه مقدارها قاهر ديد . آنگه جمله مقدار در مقدار حقّ فانى ديد . از آن واسطى گفت كه « در مقدار حقّ مقدار كس مبين . » ( 522 ) شنيدم كه اعرابيى از پيش رئيس متواضعان توحيد - عليه السلام - پرسيد كه « اى مهتر ! خداوند را - جلّ جلاله - بر تو شفيع مىآورم ، تا براى خلق باران بخواهى . » مهتر - عليه السلام - تند گشت ، تا به حدّى كه هر دو گونهء رويش سرخ گشت . گفت « ويحك ! شأن حقّ از آن بزرگوارترست كه او را به شفاعت به كسى برند ، كه عرش و سماوات تحت استيلاء قهر او » « كأنّه يأطّ كأطيط المرجل . » ببين كه چون سيّد اهل مقدار مقدار خويش در مقدار حقّ فانى كرد . نيز ممكن باشد كه اين چه گفت كه « بر ايشان صلوات ده بوقار ليكن در دل مقدار منه » يعنى چون صلوات بريشان بسيار دادى ، صلوات خويش و دعاى خويش نزد بزرگوارى ايشان مقدار منه ، كه ايشان بيش از آنند .