تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
( 523 ) حديث « لا تلاحظ » حقيقت آنست ، كه هر كه بقدم متّصف شد ، و قديم را در مرآت جان ديد ، در اتّحاد جز خود را در حقيقت نبيند ، زيرا كه مست چون در حقّ غرق شد ، از آنجا كه حقّ است ، حقّ را روا نباشد كه بخاطرش گذرد كه در توحيد جز او كسى هست ، زيرا كه در محلّ اتّحادست . متّحد از حدث بيرون نيايد ، و از عزّت وحدت در عالم قلّت و كثرت نه افتد . چون متّحدست ، در جمع است . چون با وسايط است ، در تفرقه است . تفرقه در جمع شركست . قال اللّه جلّ و علا
« وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً . »
« 8 »

166 فصل فى التوحيد و صفة الموحّد

( 524 ) دايگان تجلّى چون روح ناتوان را روىبند مشاهده بگشايند ، جنّيان افعال نقش خويش به آب تحيّر بشورند « 13 » . زلف آن عروس چون مشاطهء عشق تاب دهد ، بند قنديل آفتاب ازل گردد . صورت قهر و لطف سرّ خال و لب اوست . عالم قبض و بسط روز و شب هجر و وصل اوست . فنا و بقا « 16 » دارد . خرگاه عقل تماشاگاه ديدهء شاهد طلب خلوت اتّحاد اوست . خاتم سليمان از نقش باى « بسم اللّه » او نگين دارد . ازين گنبد نگارنده بر چرخ و انجم اگر سايه بر عكس جان و جهان « 18 » اندازد ، در دشت تاتار آهوان مشك‌بار را كرشمهء كسى عشق و شوخى
هامش
( 8 )وَ لا يُشْرِكْ . .: سورهء 18 ( الكهف ) آيهء 110 ( 13 ) بشورند : چنين است درSM( 16 ) فنا و بقاM: فناء بقاS( 18 ) جان و جهانM: جان جهانS
شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 293 | روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس ) / هانرى كربن