تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
گربهء شوخ دون همّت از پى استخوان باشى ؟ اين دزد خانگى را دست ببر ، تا گوهر قيمتى خرد نبرد . مردم‌ساران شياطين شكل از پى مكر و زرق در سالوس طرّارى كنند « 3 » ، تا بر در خانهء فريب و هوس خاك سارى كنند . مردهء يأجوج و مأجوج را سدّ مجاهدت باش . پيش اين افعى رنگى از بزدلى زمرّد باش ، تا چون بر فرش طبع كامران شدى ، چهار بالش عزّت بر عرش نهادى . ازين چانهء دنيا چون برستى ، در مسند « الفقر فخرى » نشستى . مال و ملك بقا بدست آور ، تا برنج تن گنج يا بى . ( 478 ) گفتنش كه ورع كفرست ، يعنى ورع از معاملاتست ، و آن مدارج احوالست . هر كه پندارد كه بوسايط بتوحيد رسد ، در حقيقت كافرست ، زيرا كه بتوحيد وسايط شناسد . كون بحقّ دانند ، نه حقّ بكون . عمل در مشهد قدم اثر نكند ، چون پيش از وسايط عنايت سابق آمد . هر كه پندارد كه به چيزى دون حقّ بحقّ رسد ، از معرفت جاهل است . در ارادت سابق عمل محدث چون تأثير كند ، اگر جهان را يك لحظه جهان‌دار بيند ، يا لحظه‌ئى خود را در علم قدر متصرّف بيند ، ثنوى است . شاه مردان معرفت گويد كه « القدرىّ مجوس هذه الامّة » . آنچه از موى باريك‌ترست ، درين عالم آنست كه آفرينش در به دو خلقت در عين جمع مستحسن افتاد . به غير آن از محلّ خويش در حقيقت كفرست ، و اگر چه در رسوم امرست . قال اللّه تعال
« لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ »
« 20 » . اين سخن مفارق از اباحتست . اباحت كفرست ، زيرا كه اسقاط امرست .
هامش
( 3 ) كنند : كندSM( 20 )لا تَبْدِيلَ .: سورهء 30 ( الروم ) آيهء 29